خیلی ماجرای غم انگیزی بود. اساتیدمون درمورد علت مرگش و اینکه اگه چی کار می کردن می تونستن جلوی مرگ بیمار رو بگیرن بحث کردند.در نهایت یکی از اساتیدمون گفتند که خوبه افسردگی هم یکی از موارد عسر و حرج برای مادر در نظر گرفته بشه و به همچین مواردی اجازه سقط قانونی داده بشه چون همچین موردی معلوم بوده که اگه قانونا بهش مجوز ندن، به طور غیرقانونی اقدام به این کار می کنه.
[توضیح اینکه یکی از شرایطی که اجازه سقط قانونی داده می شه ایجاد عسر و حرج برای مادره. که البته موارد عسر و حرج طبق قانون معلوم و مشخص هستند.]
این ماجرا روی من خیلی تاثیر گذاشت. شاید شما هم جز اون دسته از آدمایی باشین که بگین: بدتری!! خوبش شد. میخواست همچین کاری نکنه تا گرفتار این ماجرا نشه!!
ولی به نظر من واقعا حقش نبود که بمیره. درسته اشتباه کرده، اشتباه خیلی خیلی بزرگی کرده ولی با این حال حقش نبود. آخه واقعا سنی نداشت 16 سال خیلی کمه، خیلی بچه بوده. ما شرایط اونو نمیدونیم چی بوده هرکسی ممکنه اشتباه کنه ولی همه میتونن اشتباهاتشونو جبران کنن. حیف که واسه این دختر وقتی واسه جبران اشتباهش نمونده.
به حرف استادمون فکر می کنم که گفتند خوب می شد اگه افسردگی مادر هم جز موارد قانونی سقط جنین در نظر گرفته می شد. واقعا باید تو این موارد اجازه سقط داد؟
اصلا کلا سقط جنین کار درستیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سقط جنین یکی از چالش برانگیزترین مباحث اخلاق پزشکیه. یه موضوعیه که توش تمام اصول اخلاق حیاتی از احترام به حق انتخاب بیمار گرفته تا اصل سود رسانی و عدم اضرار و حتی اصل عدالت به هم پیچ خوردن و یه جورایی با هم تداخل دارن. بنابراصل احترام به نظر بیمار خب مادر حق داره واسه بدنش خودش تصمیم بگیره، ولی اصل عدم اضرار میگه که ما حق نداریم کاری کنیم که به جنین صدمه بزنیم چه برسه به اینکه بخوایم حق حیات رو ازش بگیریم. از طرف دیگه اگه بارداری برای مادر ضرر داشته باشه چی؟ نباید جلوی ضرر رو بگیریم؟بر اساس اصل عدالت هم که باید عدالت بین جنین و مادر رعایت بشه.
اصل سودرسانی هم که قربونش برم!!! اصلا آدم نمیفهمه که این وسط باید به کی سود برسونه. به مادر؟ به جنین؟ به جامعه؟
میدونین اصلا تو این قضیه مشکل اینجاست که طرف ما یه نفر نیست، 2 نفره که البته فقط یکی از این 2 نفر میتونه حرف بزنه و از خودش دفاع کنه و اون یکی هیچ قدرتی برای دفاع از خودش نداره... هرچند که این موجود بدون دفاع به ظاهر مظلوم قضیه !!کلی زحمت و دردسر واسه اون یکی ایجاد میکنه. یه جورایی شبیه انگل به بدن مادرش چسبیده و همه توش و توانشو می بلعه!!
(البته می دونم اصلا تعبیر خوبی نیست ولی باور کنین اگه شما هم مثل من بخش زنان بودین به همین نتیجه می رسیدین. من حتی جلسه ای که استادمون عوارض بارداری رو بهمون درس دادن،از وجود خودم شرمنده شدم. بلافاصله بعد از کلاس تلفن زدم به مامانم و واسه زحمتی که بهش دادم معذرت خواهی کردم و از اینکه اینقدر مشکلات تحمل کرده تا من حق حیات پیدا کنم تشکر کردم!!!
نکته :توصیه میکنم اگه مادراتون تو این دنیا هستن ازشون تشکر کنین و بهشون بگین چقدر دوسشون دارین.اگرم خدای نکرده تو این دنیا نیستن... بازم فرقی نمیکنه ازشون تشکر کنین و بهشون بگین چقدر دوسشون دارین حتما می شنون...)
ولی خب ایجاد زحمت که دلیل نمیشه که به خاطرش حق حیات رو از یه نفر بگیریم...
البته اگه ما اصولا جنین رو دارای کرامت انسانی و در نتیجه حق حیات بدونیم این مسائل برامون ایجاد میشه. اگه کلا جنین رو آدم حساب نکنیم که دیگه مشکلی نیست طرف ما یه نفره (مادر) و ما بر اساس هر کدوم از اصول که دلمون بخواد می تونیم سقط جنین رو اخلاقی بدونیم. (حالا فوقش گاهی پدرها هم وارد ماجرا میشن و یه خورده چالش ایجاد میشه. که از اونجایی که پدرها خلاف جنین زبون دارن که از خودشون دفاع کنن ماجرا خیلی جنبه فلسفی پیدا نمیکنه!!!)
ولی آیا واقعا جنین انسان نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه ابن مطلب را در برنامه بعدی ببینید!!!
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 159