میگم من عاشق ماه رجب و شعبانم.
امسالم که واقعا ماه رجب واسه من خیلی مبارک بود... تو این ماه معجزه رو از ته دلم احساس کردم... یه مدت بود با خدا همچین میونه ام خوب نبود. یعنی نه که قهر باشیم ها، کاری به کار هم نداشتیم البته خب نگفته معلومه که تقصیر خودم بودش. خیلی دوست داشتم برگردم ولی اصلا روم نمی شد یعنی اصلا اینقدر فاصله مون زیاد شده بودش که به این راحتی ها طی نمی شد. دلم هم که مثل یه تیکه سنگ افتاده بود اون گوشه هیچی توش نفوذ نمیکرد و هیچ کاری ازش برنمی اومد.تا اینکه چند وقت پیش یه جوری شد و یه اتفاقاتی پیش اومد که خودمم نفهمیدم چی شد دیدم شدم مثل قدیما!!! نمی دونم فاصله به اون درازی چه طوری یه شبه طی شد و دل به اون سنگی چه طوری آب شد؟؟!!
اینقدرم سریع بود که اولش خودم هم نفهمیدم. اون اتفاقی هم که برام افتاده بود قضیه اش حل نشد ولی دیدم اصلا هیچی نبوده، اصلا کلا صورت مساله پاک شد..
خلاصه یهو به خودم اومدم تنها چیزی که تونستم بگم همین بیت از حافظ بود:
چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیگیرد

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 115