مطابق نص صريح قرآن مجيد، نوح پيغمبر مدت 950سال در ميان قوم زيست و به تبليغ و راهنمايى آنان پرداخت . نوح پيغمبر مردم راسرزنش u200d مى كرد كه چرا ايمان به خداى يكتا نمى آورند و از سنگ ، بت ساخته و آنها راپرستش مى كنند؟
عمر نوح در روايات اسلامى افزون از هزار سال بوده است . در مدت 950سال ماءمور تبليغ خلق بوده و هدايت قوم را به عهده داشته است . مردم آن روز با اينكههنوز تعداد زيادى نبوده اند مع الوصف بر اثر هواخواهى و سركشى نفس در شرك و بتپرستى و فساد اخلاق فرو رفته بودند.
نوح از يك خانواده شهرى ، زنى به همسرى گرفت . اين زن اگرچه پاكدامن بود ولىيك عادت ناپسند داشت كه به همان سبب نيز قرآن مجيد او را توبيخ و ملامت كرده است . زننوح اسرار خانه را به خارج مى برد و از شوى خود به اين و آن شكايت مى نمود.
زن نوح با همه تبليغات پيگير و طولانى همسرش پيغمبر خدا، كافر بود و ايمان بهخداى يگانه نداشت . او نيز تحت تاءثير انحراف فكرى مردم محيط از اينكه مبداء عالم راخداى خالق توانا و آفريدگار لايزال بداند امتناع مى ورزيد و درمقابل نصايح مشفقانه و تذكرات خيرخواهانه نوح پيغمبر، سرپيچى مى نمود. مردم درغفلت و بى خبرى به سر مى بردند، نه درباره فلسفه خلقت و آفرينش خود مىانديشيدند و نه از اعتقاد خرافى و كردار ناپسند و رفتار زشت خود احساس شرمسارى مىنمودند.
سالهاى سال سپرى شد و قوم نوح همچنان در معصيت و نافرمانى الهى فرو رفتهبودند و نسبت به وضعى كه داشتند شادى مى كردند. درطول اين مدت دراز تعداد كسانى كه به نوح گرويدند و دعوت او را اجابت نمودند، بهصد نفر نرسيد! زن نوح نيز همرنگ جماعت شده بود و از اينكه يكتاپرست باشد سربازمى زد. او علاوه به شوهر خود نيز خيانت مى نمود و پاس احترام او را نگاه نمى داشت . زننوح به ميان قوم مى آمد و آنان را از پذيرش دعوت همسرش نوح برحذر مى داشت و مىگفت : او پير شده و قدرت تعقل و تفكر خود را از دست داده است ! گوش به او ندهيد كهعقل درستى ندارد!!
در نتيجه نوح نه تنها از اينكه پس از سالهاى متمادى و تبليغات دامنه دار قومش همچنان درگمراهى فرو رفته بودند، رنج مى برد بلكه خيانت همسرش و اينكه وى نيز باگمراهان همفكر است حتى آنان را به گمراهى بيشتر تشويق هم مى كند، رنج بيشتر مىبرد. اين وضع چندان ادامه پيدا كرد تا سرانجام حوصله نوح به سر آمد.
او ديگر از اصلاح قوم و به راه آمدن آنان ماءيوس شد و دعوت خود را بى نتيجه ديد.نوح قوم گناهكار و بى بندوبار را نفرين نمود و عرض كرد: ((خدايا! تمام اين مردمكافر و بى دين را نابود گردان و يك نفر از آنان را در روى زمين باقى مگذار).
البته اين هنگامى بود كه نوح همه چيز را به قوم خود گفت ولى قوم در خود سرىولجبازى و شرارت و نافرمانى كه پيش گرفته بودند اصرار ورزيدند. خداوند ماجراىنصايح نوح و سخنان نافذ و سازنده او را در قرآن مجيد در ((سوره نوح )) بدينگونهبه تفصيل شرح مى دهد: ((ما نوح را به سوى قوم فرستاديم و گفتيم كه قوم خود را ازنافرمانى ما بيم ده ، پيش از آنكه عذاب ما آنان را فرا گيرد)).
نوح هم به سوى قوم آمد و گفت : اى قوم ! من براى هدايت و بيم دادن شما از عذاب الهىآمده ام ، آمده ام كه به شما بگويم خداى يگانه را پرستش كنيدو از كيفر او بر حذرباشيد و اطاعت ذات مقدسش را گردن نهيد تا شما را بيامرزد. بدانيد كه چون مرگتان دررسد، چيزى جلو آن را نمى گيرد ((و چون با اين همه پند و اندرز باز هم از خواب غفلتبيدار نشدند و ترتيب اثرى به مواعظ نوح ندادند)) نوح گفت : خدايا! من قوم خود را شبو روز دعوت به دين حق كردم ولى آنان به جاى اينكه گوش فرا دهند،دسته دستهگريختند.
هر وقت آنان را دعوت نمودم (تا به راه بيايند) و توايشان را بيامرزى ، انگشتان خود رادر گوشها نهادند و خود را پوشاندند تا سخنان مرا نشنوند! از پذيرش سخنانمسرباز زدند و تكبر ورزيدند.
آنان را آشكارا دعوت نمودم و همه چيز را برايشان بيان كردم و گفتم در پيشگاه الهىتوبه كنيد كه خداى عالم بخشنده است ولى سرانجام تمامى زحمات مرا ناديده گرفته وبه راهى رفتند كه جز زيان ، طرفى نبستند.
خدايا! آنان بسيارى از مردم را گمراه نمودند. من ديگر اميدى به هدايتشان ندارم . آنان بهخود و ديگران ستم نمودند و هر چه بيشتر بمانند گمراهتر و ستمكارتر مى شوند:
((اگر آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى كنند و نسلى هم كه از آنان باقىبماند همگى آلوده و كافر خواهند بود)).
((خدايا! مرا و پدر و مادرم را و هر كس كه ايمان بياورد و به خانه من در آيد و مردان وزنان با ايمان را بيامرز و ستمگران را از روى زمين برانداز)).
مصيبت بزرگ نوح اين بود كه گذشته از همسرش ، پسر او نيز رنگ محيط به خودگرفته و در ميان مردم گمراه ، گمراه شده بود. نوح نه تنها در معرض u200d ريشخندقومنادان و جسوربود بلكه در خانه هم راه احتياط را نگاه مى داشت .
سرانجام خداوند نفرين نوح را پذيرفت و دستور داد كه چون ديگر در بقاى قوم سركشو هوا پرست ، اميدى نيست ، كشتى بساز و خود و تمام پيروان و معتقدانت در آن قرار گيريدولى ستمگران را به حال خود رها كن و از من مخواه كه آنان را نجات دهم چون همه بايدغرق شوند.
همينكه فرمان خدا براى نابودى قوم صادر شد و آب از مخازن زمينى جوشيدن گرفت ،خداوند فرمود: ((اى نوح ! (چون طوفان همه چيز را نابود مى كند) از جنس آدميان و سايرجانداران يك جفت نر و ماده و بستگانت را به كشتى بياور جز آن كس (زن و فرزند نوح )كه قبلا خدا فرموده است بايد هلاك شوند. و هر كس كه ايمان آورده باشد نيز به كشتىبياور ولى جز عده كمى به وى ايمان نياورده بودند)).
طوفان نوح سراسر جهان يا قلمرو تبليغاتش را فرا گرفت . رعد و برقى آمد و ازآسمان مانند آبشار باران باريد. با يك زلزله نيز انفجارهايى در زمين پديد آمد و دهنچاههاى زمينى گشوده شد و آب فواره وار از آن جوشيد. آب همه بلنديها وپستيها،شهرها،قريه ها و زمينها را فرا گرفت و همه را نابودگردانيد.
در اين طوفان جهانى ، فقط نوح و سرنشينان كشتى جان به سلامت بردند. زن نوح وپسر او كه هر دو از گمراهان و كافران بودند نيز با ساير ستمگران هلاك شدند و نامننگى از خود به يادگار گذاردند.
منبع : زن در قرآن / علی دوانی
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 153