حجاب اجباری .........؟

خرید بک لینک

حجاب اجباری ...

مدتی است که در اینترنت، شاهد پرداختن پرحجم وبلاگها به تفسیر و تبیین احکام شریعت مقدس اسلام؛ به صورت غیر کارشناسی و ذوقی و سلیقه ای هستم. نمونه ای از این دست نوشته ها؛ در موضوع « حجاب اجباری؛ آری یا نه؟ » است که فضای مجازی را پر کرده است. امروز به طور اتفاقی گذرم به یکی از این وبلاگها افتاد و دیدم با وجودی که نویسنده و یا نویسندگان آن، ظاهراً متشرع و پایبند به دین و تشیع و امام و رهبری و انقلاب هستند، با اینحال، به طور احساسی و سطحی و غیر کارشناسی در این موضوع ورود کرده و همسو با هجمه عظیم رسانه ای غرب و صهیونیزم جهانی که صریحاً حذف حجاب را از جامعه اسلامی ما، یک پیروزی استراتژیک برای حذف اسلام و به تبع آن براندازی نظام تلقی می کنند، ورود کرده وآشکارا اقدامات بسیار جزئی و پراکنده قوای حکومتی ما را در برخورد با مظاهر بی حجابی و بد حجابی، مورد حمله قرار داده اند. در پاسخ به نویسندگان آن وبلاگ، مطلب زیر را نوشتم که شاید برای شما نیز مفید باشد.

با عرض سلام. نمی دانم چه شد که گذرم به وبلاگ شما افتاد. و نوشته «حجاب ...» شما را تورق کردم. میخواستم از شما بپرسم که نظرتون راجع به « ترک خمر اجباری» و « منع از قتل اجباری» و « ممانعت از جنایت اجباری» و « برخورد اجباری با انجام زنا در پارک» و « منع اجباری فروش مواد» و ... چیست؟ مگر نه اینکه انسان آزاد آفریده شده؟ خوب در این موارد هم باید آزاد باشه. اجبار در برخورد با اینگونه منکرات هم در عده ای نفرت و انزجار ایجاد می کنه و ..........

حال و هوای وبلاگ شما، حال و هوای دین و معنویته. لذا احساس تکلیف کردم که این چند جمله را براتون بنویسم. اگه دین براتون همه چیزه، به متن دین مراجعه کنید و روی حرف دین حرف نزنید. حیطه اوامر و نواهی اسلام، فروع دینه و فروع دین یعنی همان محیطی که اگه بخواهیم در آن ورود کنیم، یا باید مجتهد باشیم، یا عمل به احتیاط کنیم و یا اگه این دوتا مقدور نبود، از مرجع اعلم و اعدل، تقلید کنیم.

شما قطعاً مجتهد نیستید زیرا مجتهدین شیعه اجماع دارند که «وظیفه حاکم، برخورد با منکرات علنی است» و در جامعه اسلامی، باید ظواهر رعایت شود و حکومت نمی تواند و نباید فسق علنی را اجازه دهد. شما قطعاً در این نوشته خود، عمل به احتیاط هم نکرده اید زیرا لازمه عمل به احتیاط، علم به فتاوی همه مراجع زمان و عمل به حکم محتاط تر است و چون همه مراجع، وظیفه حاکم را برخورد با مظاهر فسق علنی می دانند، پس عمل به احتیاط، در موضوع مورد بحث، قبول وظیفه حکومت دینی، در برخورد با بی حجابی و بدحجابی است.

دوست و برادر عزیز و یا خواهر محترمه؛ من نیز مثل شما مجتهد نیستم اما دکتری مدرسی معارف اسلامی دارم و اندکی اهل تحقیق و پژوهش در علوم دینی هستم. آنچه برای من قطعی و روشن است این است که منکرات از یک جهت، دو دسته اند. برخی از منکرات، نفساً غیر علنی اند مثل ترک نماز. ما اصولاً هیچ کس را نمی توانیم تارک الصلاه بدانیم و بخوانیم، مگر اینکه خودش علناً فریاد بزند که من تارک الصلاتم. که در این صورت وظیفه حکومت دینی است که بر او حد جاری کند و منکرات از این دست بسیارند و مادامی که اینگونه منکرات، در خفا و در حریم خصوصی انجام شود و تالی فاسدی برای دیگران نداشته باشد، و اصلاً آنچنان مخفی باشد که جز فرد یا افراد آن حریم خصوصی، کسی از آن مطلع نشود، وظیفه ای متوجه حکومت نیست اما دسته دوم منکرات، منکراتی است که یا نفساً علنی است و یا مرتکب، آن را خارج از حریم خصوصی انجام می دهد. مثل مواردی که در سئوالات اولم مثال زدم. شرب خمر؛ منکری است که می تواند در حریم خصوصی انجام شود و هیچکس از آن مطلع نگردد. در اینصورت تکلیفی بر حکومت نیست اما اگر کسی به دیگری گفت که من شبها در خانه ام شرب خمر می کنم، این دیگر خارج از حریم خصوصی قصد ترویج منکر را دارد و با این اقرارش خواسته است مخاطب خود را نیز آلوده کند و یا حد اقل، منکر را عادی سازی نماید. اینجاست که حاکم باید با او برخورد کند. حالا اگر همین آدم مست کرد و آمد وسط خیابان؛ بطوریکه هر عابری از وضع او متوجه می شود که او شرب خمر کرده، قطعاً وظیفه حاکم، اجرای حد است. بی حجابی هم یک منکر است.

گاهی یک فامیل که همه آنها سر و ته یک کرباسند، در خانه ای جمع می شوند و مهمانی ترتیب می دهند و در فضای کاملاً بسته، خانمها بی حجاب می شوند و حتی زن و مرد دست می دهند و حتی می رقصند و یا کثافتکاری های دیگر ... اگر این محیط حریم خصوصی باشد و هیچ جنبه اشاعه ای به خارج از آن فضا نداشته باشد، حکومت وظیفه ای ندارد اما اگر یک پارتی تدارک دیده شود و مرد و زنهای اجنبی همدیگر را خبر کنند و به این و آن آدرس بدهند که اطلاع رسانی کنید دختر و پسرهای بیشتری بیایند، این دیگر حریم خصوصی نیست بلکه محفل فحشایی است که از جوانها قربانی می گیرد و اینجاست که حاکم باید برخورد کند. حال اگر زنی بدون حجاب و یا بدون رعایت حدود شرعی با لباس تنگ و یا بزک کرده و یا موهای آشکار و ... در ملا عام حضور یافت، او دارد یک منکر را فریاد می زند. او به حریم اخلاق جامعه تعرض کرده است. این جامعه، جامعه اسلامی است و قواعد و قوانین آن مبتنی بر اسلام است و تخلف آشکار از قوانین اسلامی، در آن جرم محسوب می شود.

اصلاً اینجا بحث اجبار نیست، بلکه ضرورت قانونمندی و قانونگرایی است. عبور از چراغ قرمز، قانون شکنی است و جریمه دارد اما هیچ کس از آن به اجبار تعبیر نمی کند زیرا بحث حقوق آدمها مطرح است. این حق من مسلمان است که در جامعه اسلامی، در معرض منکرات و پلشتی ها نباشم. آدمی که با رفتار علنی اش زیر پا گذاشتن فرامین خدا و نافرمانی از شریعت را نمایش می دهد و رسماً اعلام می کند که من پایبند به دستورات خدا و پیامبر و ائمه نیستم، و علاوه بر آن عملاً دیگران را نیز به گناه دعوت می کند و منکر را به نمایش گذاشته و ترویج می کند و دل جوان عزب را می لرزاند و زمینه ابتلای او را به استمناء فراهم می آورد و دهها سم دیگر را در جامعه می پراکند، آیا تحمل این هنجارشکنی او، دفاع از حریم آزادی است؟

در کجای دنیا، حکومتها تخلف آشکار و علنی از قوانین و مقررات را تحمل می کنند که ما باید تحمل کنیم؟ حجاب، یک هنجار اخلاقی بوده و برای حفظ عفت و پاکدامنی تشریع شده است. همه دنیا هم می دانند که این پوشش برای زن مسلمان، یک حریم اخلاقی ایجاد می کند و به دیگران می فهماند که من هرزه نیستم و اجازه نمی دهم که هر هرزه چشمی از من سوء استفاده کند. با این وجود در برخی از کشورهای غربی که عربده آزادی خواهیشان گوش دنیا را کر کرده، از حجاب زن مسلمان ممانعت می کنند. می گوییم چرا؟ می گو یند این قانون ماست و این خانم، مقررات ما را نقض کرده است. آنوقت شما با علم به اینکه حجاب، قانونی واجب و حکمی شرعی است و تخلف از آن، حرام بین است، با این حال می فرمایید که چرا حاکم اسلامی، نقض این قانون را ممانعت می کند.

به هرحال دیدم که از امام و مقام معظم رهبری، به احترام یاد می کنید. آیا این نوشته شما، با رأی و فتاوی معظم لهما انطباق دارد. امام فرمود:

« ... ظواهر در مملکت اسلامی، باید رعایت بشود، این یک تکلیفی است که خدای تعالی تعیین کرده است. ما نمی توانیم بگوییم که مملکت اسلامی هستیم و اجازه بدهیم که معاصی دیده بشود. ما آزادی غربی را نمی خواهیم. آزادی غربی مال خودشان. حکومت اسلامی باید تابع مقررات شرعی باشد و جلو معاصی را بگیرد..... آزادی در پیروی از خداست، نه پیروی از شیطان. پیروی از خداست که انسان را از قیود آزاد می کند. پیروی از شیطان، در حب نفس و تعلقات است و حب نفس اساس گرفتاری ماست. اسارت ما در حب نفس است و آزادی ما در بندگی خداست...»

و اگر بخواهم از مقام معظم ولایت نیز استناد بیاورم، این نوشته که اکنون بسیار طولانی شده است، از حد تطویل نیز می گذرد.

برادر و یا خواهر دینی من؛ به احکام شریعت تعرض نکنید که عقوبات سخت دارد و بدترین آن عقوقاب اخروی آن است. با سرنوشت خود بازی نکنید. قطب نمای ما در عمل به احکام شریعت، مقام ولایت و مراجع عظام تقلید هستند و نوشته شما مسلماً همسو با عقربه این قطب نما نیست. اینترنت و وبلاگ، محلی برای ترویج است و ترویج چیزی که برخلاف تعالیم شریعت باشد، فقط خدا می داند که چقدر عقوبت دارد. غرض خدمتی به شما بود. التماس دعا

والسلام علی من اتبع الهدی

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 157 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 1:25

صفحه بندی