
برفی سنگین نشست،
درختی زیبا شد
درختی شکست...
راستی این روزها که سپیدی برف ، سیاهی غم را از وجودت پاک کرده
وقتی کلاه و شال گردن آدم برفی ات را میگذاری تا مبادا سردش شود،
به آن پرنده ای که گرسنه و بی آشیانه ،دور از چشم من و تو کنج درختی بی برگ در انتظار پایان روز برفی است اس.ام.اس بده حالش را بپرس.خوشحال می شود.
شاید دیگر این روزها هیچ کس دلش نمی خواهد پرنده باشد .
آدم بودن بهتر است.
پرنده تو دعا کن ما آدم باشیم

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 147