با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید ؟...

خرید بک لینک
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید ؟...

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید ؟...

گیرم که می کشید

گیرم که می برید

گیرم که می زنید

با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید ؟ ...

خسرو گلسرخی در روزدوم بهمن ماه سال ۱۳۲۲ در رشت پا به عرصه هستی نهاد.او یکسال و نیمه بود که پدرش را از دست داد و همراه مادرش به قم رفت.او در قم تحت سرپرستی پدربزرگش (که روحانی اندیشمند بود)سال های کودکی و نوجوانی را پشت سرگذاشت.او پس از مرگ پدر بزرگش در سال ۱۳۴۱ به همراه مادرش به محله "امین حضور" در تهران رفت.او کار خود را در روزنامه های "اطلاعات" "آیندگان" و "کیهان" آغاز نمود. در سال ۱۳۴۸ با "عاطفه گرگین" که از دوستان هم قلمش بود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندی به نام دامون بود.

در فروردین ماه ۱۳۵۲ با نفوذ ساواک به یک محفل روشنفکری "خسرو" به همراه دوستش "کرامت الله دانشیان" وچند تن دیگر دستگیر شد. ولی در جریان محاکمات تنها "خسرو" و "کرامت الله" بودند که از آرمان خود دفاع کردند و برای آن آرمان در سحرگاه بیست و هشتم بهمن ماه ۱۳۵۲ تیرباران شدند

بزرگمردی که در آن بیدادگاه نظامی در برابر درخواست قاضی برای دفاع از خودش گفت:«من به نفع خودم هیچ ندارم بگویم.من فقط به نفع خلقم حرف می زنم. اگر این آزادی وجود ندارد که من حرف بزنم می تونم بنشینم و می نشینم.» و نشست.

پ ن : آیت ا... خمینی امد که عدالت را بر قرار کند . اما آیا به راستی عدالت برقرار شد ؟؟؟...

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 147 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 1:24

صفحه بندی