شيوه قرآن در تحريم شراب

خرید بک لینک
شيوهقرآن در تحريم شراب

كتاب: فروغ ابديت، ج 2، ص 99

نويسنده: جعفر سبحانى

شراب و به طور كلى «مسكرات »ازبزرگترين بلاهاى خانمان برانداز جامعه بشرى بوده و هست.در نكوهش اين سم مهلك،هميناندازه كافى است،كه با بزرگترين سرمايه بشر و مايه امتياز او از ساير جانداران،كههمان «عقل و خرد»است،سر جنگ و مبارزه دارد.سعادت انسان در پرتو خرد تامينمى گردد،فرق انسان با سائر جانداران در همان قواى فكرى است،و«الكل »دشمن بزرگ آنبه شمار مى رود.از اين نظر،جلوگيرى از نوشيدن مشروبات الكلى يكى از برنامه هاىپيامبران آسمانى بوده است.همچنين شراب،در تمام شرايع آسمانى محكوم به تحريم بودهاست. (1) درشبه جزيره عربستان، ميخوارگى به صورت يك بلاى عمومى،يك بيمارى واگير درآمده بود،كهمبارزه قطعى و اصولى با آن نياز به طول زمان داشت.امكانات محيط و شرائط و احوالعموم عرب نيز اجازه نمى داد كه پيامبر خدا،بدون مقدمه آن را تحريم نمايد،بلكهناچار بود بسان يك طبيب،تدريجا مزاج جامعه را آماده سازد تا مبارزه قطعى و نهائىصورت پذيرد.

از اين نظر آيه هاى چهارگانه اىكه پيرامون ابراز انزجار از شراب نازل گرديده است يكنواخت نيست،بلكه از مرحلهابتدائى شروع شده تا آنجا كه به صورت قطعى تحريم آن را اعلام كرد.

دقت در اين آيه ها روش تبليغىپيامبر خدا را به ما مى آموزد.شايسته است گويندگان و نويسندگان زبردست از اين شيوهپيروى نمايند،و مبارزه با آلودگيهاى اجتماعى را از همين راه تعقيب كنند.

شرط اساسى مبارزه با يك كردارناشايست،در مرحله نخست بيدار كردن افكار و توجه دادن جامعه به مضار و مفاسد آناست.تا آمادگى روحى و انگيزه باطنى در جامعه نباشد،مبارزه اصولى با يك كردارناشايست به طورى كه خود مردم ضامن اجراء آن باشند امكان پذير نيست.

از اين نظر،قرآن در نخستينبار،در اجتماعى كه ميخوارگى جزء زندگى آنها بود. ساختن شراب از خرما و انگور را با«رزقحسن »(روزى نيكو)مخالف دانسته و از اين طريق هشدارى به افكار خفته داده است.چنانكهمى فرمايد:«و من ثمرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا»:(2) «شما اى مردم!از خرماو انگورهم مايع مست كننده و هم رزق نيكو به دست مى آوريد».قرآن،براى نخستين بارگوشزد نمود كه ساختن شراب از آنها،ارتزاق نيكو نيست،بلكه «ارتزاق حسن »آنست كهآنها را به همان صورت انگور و خرما مصرف نمائيد.

اين آيه تكانى به افكار داد،ومزاج آلوده را آماده كرد كه پيامبر بتواند پس از آن،لحن خود را شديدتر كند و بهوسيله آيه ديگر اعلام كند كه نفع جزئى(مادى)شراب و قمار در برابر آن همه مضارناچيز است.و اين مطلب را با آيه ياد شده در زير بيان نموده است:

«يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافعللناس و اثمهما اكبر من نفعهما» . (3)

«از حكم شراب و قمار از تو سئوال مى كنند،در پاسخ آنهابگو كه اگر چه در قمار و شراب استفاده جزئى مادى است ولى ضرر و گناه آنها بيشتراست »بدون شك،مقايسه سود و زيان از طريق برترى زيان بر سود،تنها براى مردمانديشمند و آگاه،در ايجاد انزجار كافى است،ولى توده مردم تا نهى صريح نباشد با اينشيوه از بيان،از ارتكاب عمل ناشايست خوددارى نمى نمايند.

حتى «عبد الرحمان عوف »،بااينكه آيه فوق نازل شده بود،ضيافتى ترتيب داد و شرابى سر سفره حاضر نمود.حضار پساز نوشيدن شراب به نماز ايستادند.يكى از آنها آيه را در نماز غلط خواند به طورى كهمعنى را دگرگون ساخت،يعنى بجاى «لا اعبد ما تعبدون » كه معناى آن اينست:كه اىمشركان من بتهاى شما را نمى پرستم،چنين خواند كه:«لا اعبد ما تعبدون » كه مفادآن،ضد آيه ياد شده است.

اين جريانها مزاجها را آمادهنمود تا شرايط و اوضاع اجازه دهد كه شراب لااقل در شرائط و حالات خاصى تحريمگردد.از اينرو،صريحا اعلام گرديد كه هيچ فرد مسلمان حق ندارد كه با حالت مستى نمازبگزارد،و اين تشريع الهى با اين آيه اعلام گرديد: «لا تقربوا الصلوة و انتم سكارىحتى تعلموا ما تقولوا» (4) يعنى در حال مستى نماز نخوانيد تا بدانيد چه مى گوئيد.

تاثير اين آيه به حدى بود كهگروهى،براى هميشه ميخوارگى را ترك گفتند و منطق آنها اين بود،كه چيزى كه بهنمازتان زيان مى رساند،بايد مطلقا از برنامه زندگى حذف گردد.

ولى گروه ديگر همچنان دست ازكردار خود برنداشته بودند،حتى يك نفر از«انصار»با توجه به آيه ياد شده،در ضيافتىكه ترتيب داده بود،ميهمانان پس از صرف شراب،به جان هم افتاده و سر و دست همديگر راشكستند،سپس شكايت حضور رسول خدا آوردند.خليفه دوم كه تا آن روز شراب مى خورد،بهگمان اينكه آيات گذشته كافى براى تحريم قطعى شراب نيست،دست به دعاء برداشت،وگفت «اللهم بين لنا بيانا شافيا فى الخمر»يعنى بارالها بيان صريح و قانع كننده اىبراى ما نازل فرما.

ناگفته پيداست كه اين گونهپيشامدهاى ناگوار،محيط را آماده پذيرش قطعى تحريم شراب ساخت.از اينرو،حكم صريح ونهائى حرمت شراب چنين نازل گرديد:

«يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون » (5)

اى افراد با ايمان!شراب و قمارو بتان و«ازلام »(يك نوع بخت آزمائى بود)پليد و نجس اند،همگى از آنها اجتناب ورزيدشايد رستگار شويد.

اين بيان بليغ و اكيد باعث شدكه كسانى كه تا آن روز به بهانه نبودن بيان قطعى،باده گسارى مى كردند،از ميخوارگىدورى جويند.در كتابهاى سنى و شيعه وارد است كه خليفه دوم پس از استماع آيه فوقچنين گفت:«انتهينا يا رب »يعنى دورى و اجتناب خود را از اين وقت!اعلام مى داريم.(6)

پى نوشت ها:

1. در سال 1339 هجرى شمسى،آقاى دكتر«آرشه تونك »،دبير كلسازمان بين المللى مبارزه با الكل به ايران آمد،از اينكه آگاه شده بود كه آئيناسلام صرف مشروبات الكلى را شديدا ممنوع كرده است خوشحال بود.

وى براى آشنائى با نظر اسلامدرباره مواد الكلى،مايل شده بود كه با رئيس مذهب شيعه در آن وقت حضرت آيت اللهالعظمى آقاى بروجردى قدس الله سره،در قم مصاحبه اى برگزار نمايد.از اين نظر،بههمراه يكى از پزشكان معروف تهران كه از خانواده روحانى و مذهبى اصفهان است،به قمآمد و پس از كسب اجازه از محضر آيت الله بروجردى،جلسه اى در منزل معظم له منعقدگرديد.

در آن جلسه حضرت استاد علامهطباطبائى حضور داشت،و نگارنده و پدر بزرگوارم حضرت حجة الاسلام و المسلمين آقاىحاج ميرزا محمد حسين خيابانى(دام ظله) نيز پيش از ورود آقايان براى زيارت حضرت آيت الله،شرفيابشده بوديم و قهرا در جلسه شركت نموديم.

نخستين سؤال دكتر اين بود كهچرا اسلام،صرف مشروبات الكلى را ممنوع ساخته است.حضرت آيت الله،از ميان علل واسرار مختلفى كه در تحريم شراب موجود است،فقط به اين نكته تكيه كرد كه:الكل نابودكننده عقل و خرد است،كه مايه امتياز انسان با ديگر موجودات است،چنانكه در بالاتوضيح داده شده است.

2. سوره نحل/67.

3. سوره بقره/219.

4. سوره نساء/44،و نيز به «سنن ابى داود»،ج 2/128،مراجعهكنيد.

5. سوره مائده/90.

6. «مستدرك »،ج 4/143،«روح المعانى »،ج 7/15.

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 132 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 1:24

صفحه بندی