دختر کبریت فروش عصر ما...

خرید بک لینک


دخترک کبریت فروش :

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود ... ...پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد

گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این

سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم

را نخریدند سالهاست تن می فروشم ... می خری !!!؟؟؟

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 182 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 1:03

صفحه بندی