خوبی خوشکلم
ببخش خیلی وقته نتونستم بیام برات بنویسم
اخه یه سری اتفاقا افتاد که نمیخوام در موردشون اینجا صحبت کنم
واسه همین نتونستم بیام برات بنویسم
مامان تمام وقت به فکرت بود
خوب نازگل مامان امروز روز ۲ که وارد ۹ ماهگی شدی
الهی قربونت برم که دیگه شمارش روزهای معکوس شروع شده
یعنی کمتر از یک ماه دیگه میای تو بغل مامان
خدایا شکرت!!! خدایا به حق هر که دوست میداری این نعمت و نصیب همه بکن
آندیا جونم وقتی به بودنت به تکون خوردنت به لگد زدنات فکر میکنم
احساس دل تنگی بهم دست میده
وقتی فکر میکنم یک ماه دیگه تو دلم نیستی یه جور بدی دلتنگت میشم
اخه نزدیک به ۹ ماه من و تو با همیم
با هم غذا خوردیم خندیدیم لالا کردیم
تو منو با لگد زدن از خواب بیدار کردی
با هم حرف زدیم
تو برام مدام تکون میخوردی
دلم برا همه این لحظات تنگ میشه
ولی فکر کنم وقتی چشمم به چشای نازت بیفته باز احساس کنم دنیا تو دستامه
وقتی بوی تنتو حس کنم باز از خود بیخود بشم
برا همین منتظرم......
منتظر اومدنت
منتظر بغل کردنت
مشتاقانه منتظر دیدنتم گل زیبای من
خدایا شکرت
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 154