ای با تو دلم همه وفا کرده با من دل تو همه جفا کرده نه عهده ی عاشقی بسر برده نه وعده ی مردمی وفا کرده ما را به بلای عشق ره داده وانگه به میان ره رها کرده اول نظر وصال فرموده وآخر به فراق مبتلا کرده نه حجت عشق من فروخوانده نه حاجت جان من روا کرده بی زلف دوتای خویش پشتم را چون زلف دوتای خود دوتا کرده اقرار نمی کنی به دل بردن؟ من بر تو خدای را گوا کرده نی از تو خیال ما خجل مانده نی در تو امید ما خطا کرده اکرام تو طالبان حاجت را اقبال نموده،مرحبا کرده انعام تو زائران مفلس را با نعمت و حرمت آشنا کرده امید تو بیم را امان داده افضال تو خوف را رجا کرده بدگوی تو روی در اجل داده بدخواه تو عمر در فنا کرده ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...