ناودانها شرشر باران بی صبری است آسمان بی حوصله، حجم هوای ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پشیمانی یک مرد در تب دردی که که مثل زندگی جبری است و سر انگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر مینویسد: (خانه ام ابریست.) ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...