طنز نوشته های خنده بازار خرداد 92

خرید بک لینک

دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه

جاتون خالی با قاشق تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم

بابام از اونور داد میزنه میگه : یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست

تا رومون بشه بزاریمش دم در ! اینجوری مردم فک میکنن بز تو خونه بستیم :|

.

.

.

گاهی انقد تو کارام “دس دس” میکنم که یهو اطرافیانم پا میشن شروع میکنن رقصیدن …

.

.

.

مگه عمر پشه سه چهار روز نیست ؟
چطوری توی این چند روز میتونه یاد بگیره که مگس کش دید باید قایم شه الدنگ ؟

.

.

.

امروز ۵۰ متر دنبال تاکسی دویدم

بعد راننده نگه داشت گفت میخوای سوار بشی ؟؟

گفتم نه داداش فقط میخواستم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم !

.

.

.

بقیه طنز نوشته ها در ادامه مطلب

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 242 تاريخ: 17 / 3 / 1392 ساعت: 16:30

صفحه بندی