سریع دستمو گذاشتم جایی که لگد زده بودی به بابات نگاه کردم .باباتم بهم نگاه کردم.گفتم لگد زد. گفت منم هستم.بابات خندید.منم خندیدم .فکرکنم توهم اون تو می خندیدیدی.
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 146