جستاري تطبيقي درباب سرشت و جايگاه فلسفه سياسي

خرید بک لینک

این مقاله قبلا در کتاب زير منتشر شده است.

«جستاري تطبيقي درباب سرشت و جايگاه فلسفه سياسي: مورد علامه محمد حسين طباطبائي و مهدي حائري» در سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه، مجموعه مقالات جلد2، به اهتمام شريف لکxadزايي، قم، نشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي 1389.

خلاصة مقالة: جستاري تطبيقي درباب سرشت و جايگاه فلسفه سياسي:

مورد علامه محمد حسين طباطبائي و مهدي حائري

مهدی حائری در کتاب «کاوشxadهای عقل عملی» فلسفة سياسی را يکی از شاخهxadهای سياست مدن قرار میxadدهد؛ از نظر او اين دانش به نوبة خود جزوِ دانشxadهای اخلاقی به شمار میxadرود. از نظر حائری مفاهيم اخلاقی از جملة مفاهيم اعتباری نفس الامری هستند و از اين رو تحت قواعد فلسفة اولی قرار میxadگيرند. اما حصر تمامی مفاهيم فلسفة سياسی در مفاهيم اعتباری نفس الامری موجب میxadشود که بسياری از مسائلی را که امروزه به نام مسائل فلسفة سياسی شناخته میxadشوند از آن خارج کرد. با اين وجود حائری در کتاب «حکمت و حکومت» از بسياری از مسائل و مفاهيم سخن میxadگويد که بنابه تعريف او نبايد فلسفة سياسی تلقی شوند. اين بدان معناست که تعريف حائری از فلسفة سياسی تعريف مانعی نيست زيرا مفاهيم فلسفة سياسی حتی در کتاب حائری شامل برخی از مفاهيم میxadشود که از آنxadها تحت عنوان مفاهيم اعتباری محض نام برده میxadشود؛ مفاهيمی که حائری آنxadها را غير قابل مطالعه بوسيلة فلسفة اولی میxadداند.

محمد حسين طباطبائی گرچه فلسفة سيآسی را تعريف نمیxadکند اما مفاهيم تمامی دانشxadها را در يکی از سه دسته از مفاهيم منحصر میxadکند: مفاهيم حقيقی، مفاهيم اعتباری عام، و مفاهيم اعتباری عملی. با توجه به تعريف فلسفة سياسی به نظر میxadرسد که عمدة مفاهيم اين علم در زمرة مفاهيم اعتباری عملی قرار بگيرند. طباطبائی اين مفاهيم را در مقالة ششم «اصول فلسفه و روش رئاليسم» مورد توجه قرار داده است.

بررسی فوق نشان میxadدهد که دربارة سرشت گزارهxadهای فلسفة سياسی ميان دو فيلسوف معاصر اختلاف نظر وجود دارد. اما براستی سرشت مفاهيم فلسفة سياسی چيست؟ آيا اين مفاهيم از جنس مفاهيم اعتباری نفس الامری است؟ يا از نوع مفاهيم اعتباری محض؟ يا اين که سرشت مفاهيم و مسائل فلسفة سياسی ترکيبی از دو نوع میxadباشند؟ هدف نوشتة حاضر پاسخگويي به پرسشxadهای اخير است.

اختلاف تفسير دربارة سرشت مفاهيم فلسفة سياسی دستاوردها و نتايج بسيار مهمی برای فلسفة سياسی به بار میxadآورد. مثلا اين که مسائل فلسفة سياسی کدامند؟ آيا اين مسائل از نوع گزارهxadهای محمولی (مفاد کان تامه يا هليت بسيطه) هستند يا از قبيل گزارهxadهای ارتباطی (مفاد کان ناقصه يا هليت مرکبه)؟ در صورت نخست محمول گزارهxadهای فلسفة سياسی همواره بايد «هستی» و «نفس» يا عوارض و لوازم ذاتی آنxadها قرار گيرد و مسائل فلسفة سياسی میxadبايد تنها دربارة هستی امر سياسی، ضرورتxadهای آن، عدالت و ... سخن بگويد. اما در صورت دوم گزارهxadهای فلسفة سياسی ميان دو دسته از مفاهيم موجود در موضوع و محمول خود نسبتی برقرار میxadکند. بنابر اين مسائل فلسفة سياسی متنوعxadتر و دامنة آن گستردهxadتر میxadگردد.

از نتايج ديگر اين موضوع تعيين استقلال يا عدم استقلال فلسفة سياسی از فلسفة اولی است. در صورتی که مسائل فلسفة سياسی با جنس مسائل فلسفة اولی يکسان باشد و قواعد يکسانی در مطالعة هر دو ساری و جاری باشد در آن صورت میxadبايد فلسفة سياسی را يک قلمروی خاص از فلسفة اولی دانست. اما اگر جنس مسائل اين دو دانش متفاوت از هم باشند در آن صورت فلسفة سياسی دانش مستقلی از فلسفة اولی خواهد بود.

از نتايج ديگر اين موضوع علت يابی فقر فلسفة سياسی نسبت به فلسفة اولی در تمدن اسلامی است. نگاه نخست به فلسفة سياسی موجب محدود شدن گزارهxadهای آن شده و بسياری از مفاهيم و مسائل را از قلمروی مطالعاتی آن خارج میxadکند. در صورتی که پذيرش رای دوم دربارة مفاهيم و مسائل فلسفة سياسی به تنوع و پويايي اين دانش خواهد انجاميد. بنابر اين میxadتوان علت نحيف بودن فلسفة سياسی در تمدن اسلامی را در صورت پذيرش نگاه اول به علتی درونی نسبت داد و آن را ناشی از ذات گزارهxadها و مسائل فلسفة سياسی دانست؛ اما در صورت اتخاذ نگاه دوم علت اين امر را میxadتوان در دلايل خارجی مانند دلايل تاريخی و ... جستجو کرد.

هم چنين نتيجة ديگر اين موضوع تعيين جايگاه فلسفة سياسی در طبقهxadبندی علوم است. بر اساس ديدگاه نخست فلسفة سياسی در زمرة دانشxadهای عقلی قرار میxadگيرد؛ دانشxadهای عقلی دانشxadهايي هستند که ثابت و فرازمانی و فرامکانی میxadباشند؛ در حالی که بنابر ديدگاه دوم فلسفة سياسی از دانشxadهای عقلايي تلقی میxadشود. اين دانشxadها متغيير، زمانی و مکانی میxadباشند.

مدعای مقاله آن است که با توجه به آن چه که فلسفة سياسی ناميده میxadشود غالب گزارهxadهای اين دانش از نوع مفاهيم اعتباری محض يا اعتباريات عملی هستند. بنابر اين فلسفة سياسی دانشی مستقل از فلسفة اولی بوده و قلمرويي از قلمروهای مطالعاتی آن به شمار نخواهد آمد. با اين تفسير، مسائل فلسفة اولی به شکل پيشxadفرضxadها و مبانی فلسفة سياسی نمودار میxadگردند.

بررسی سرشت مفاهيم فلسفة سياسی بنابه طبيعت موضوع، با رهيافتی فلسفی انجام میxadگيرد.

مفاهيم کليدی: فلسفة سياسی، اعتباريات عملی، اعتباريات نفس الامری، سياست مدن، فلسفة اولی، طبقهxadبندی علوم، حکمت نظری، و حکمت عملی.


♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 139 تاريخ: 14 / 3 / 1392 ساعت: 10:31

صفحه بندی