نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن
كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنها
را به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف
خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان
است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست
بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم
اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارند
از بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايد
برگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بود
عمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است زيرامسائلي
كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم با
ديدي نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را در
شرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام وسر به زير
بسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشته
باشد وبراي مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشد
كه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري از
والدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))
و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و
همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم
يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،
اي كاش ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد
ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي
سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم. بحث از رفتار
دانش آموزان شد شايد بيراه نباشد كه گذري داشته باشيم به نقاشي كودكان شاهراهي كه
محل ارتباط كودك با دنياي خارج است ويا شايد بهتر باشد بگوييم كه دنيايي كه كودك در
آن از بسياري از مسائل دست وپا گير دنياي ما خود را رها ميبيند ( البته اگر ما دوباره نقش نظارتي خود را به آنها تحميل نكنيم ) البته روي صحبت ما بيشتر با همكاران دبستان است همكاران عزيز، ساعت هنر براي دانش آموز بايد ساعاتي آزاد باشد بايد ساعاتي باشد كه واقعآ كودك انتظار آن را بكشد معلمي
موفق است كه دانش آموزش در ساعت كلاس اواحساس رضايت كند كه خوشبختانه دانش آموز دبستان به دليل روح بسيار پاك ومعصومش اغلب اين رضايت را به زبان مي آورند و به نظر نگارنده اين لذت بخش ترين لحظه يكمعلم است. ساعات هنر براي دانش آموزان بايد ساعات آزادي باشد بايد ساعاتي باشد
كه دانش آموز خود را در آن ساعات به سان پرندهاي فرض كند كه ميتواند به هرجا
كه دوست دارد برود و پرواز كند اغلب با همكاران دبستان كه همكلام ميشويم از عدم
تسلط خود به نقاشي صحبت مكنند در حالي كه زمان آن گذشته كه معلم به دانش آموزان
مدل نقاشي بدهد و از آنها بخواهد كه از روي آن بكشند اي دقيقآ همان است كه به جاي
آنها فكر كنيم در حالي كه
هنر معلم اين است كه فكر كردن را به دانش آموز
ياد دهد نه به جاي آنها فكر كند .
ما در اين سنين با كودكاني سر وكار داريم كه هنوز حجم را در ك نكرده اند و قطعآ
نقاشي آنها هم با ذهن ما هماهنگ نيست كافي است كه با يك آفرين خيلي قشنگ شده
اعتماد او را جلب كنيم كه برايمان از عناصر موجود در نقاشي اش صحبت كند و اين
لحظه لحظه اي است كه بسياري از روانشناسان مانند فرويد و پياژه منتظرش بودن
زيرا ما از طريق صحبتهاي او در مورد نقاشي اش به بعضي مشكلات روحي ورواني اش
ويا به بعضي از مسائل كه در محيط خانه ومدرسه كه كودك را آزار ميدهد پي ميبريم
البته همكاران عزيز دقت داشته باشند كه ما قرار نيست به دانش آموزان خداي ناكرده
انگ بزنيم نه اين كار يعني نظر دادن در مورد مسائل روحي ورواني كودك قطعا كار
روانكاو است اما ما به تجربه در مي يابيم كه در نقاشي كودك (مخصوصآ كلاس اول
و دوم ) ميتوانيم زندگي كودك را ببينيم وحتي ميتوانيم با راهنمايي درست ( كه همان
دادن اطمينان آزادي، به اوست ) اعتماد به نفس وسلامت رواني را در آنها تقويت كنيم
به اين دليل گفتيم كه مخصوصآ كلاسهاي اول ودوم چون در سالهاي بعد كمي مسائل
مربوط به هر جنس در نقاشي كودكان پديد مي آيد كه طبيعي است ، مانند وارد شدن
اسلحه وتانك .. در نقاشي پسر بچه ها و گل و باغ.. به نقاشي دختر بچه ها كه اين ها
هم همانطور كه گفتيم كاملآ طبيعي است و مهم اين است كه معلم حواسش جمع باشد كه
كودك به تكرار نقاشي نيفتد واين با بكار بردن شيوه هايي از جمله دادن موضوعاتي به
آنها براي نقاشي ( البته نه تمام جلسات مثلآ 5جلسه نقاشي آزاد درانواع كاغذها با اندازه
هاي مختلف يك جلسه دادن موضوع ) ويا داستان گويي به اين صورت كه معلم داستاني
را براي آنها بازگو ميكند بعد از آنها ميخواهد كه هر جا از اين داستان را كه دوست
دارند نقاشي كنند توصيه نگارنده به همكاران اين است كه براي والدين دانش آموزان جا
بيندازند كه بهترين شيوه تدريس نقاشي همان نقاشي آزاد است زيرا ما در اين شيوه
خلاقيت را به كودكانمان هديه ميدهيم اما در نقاشي از روي مدل به كودك يك نقاشي را
ياد داده ايم اما اعتماد به نفس و خلاقيت را از او گرفته ايم واين معامله خيانتي است
به كودكان ونسل آينده مملكتمان در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه
هيچ نقاشي در د نيا با نقاشي از روي مدل معلمش نقاش نشده
وشايد هم فلسفه گنجاندن درس هنر در سنين پيش دبستاني ودبستان وحتي راهنمايي ساختن نقاش و خوشنويس نبوده اصلآ شايد هدف ساختن انسانهاي كا ملي بوده و ما به بيراهه رفته ايم
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 134