با نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.
اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.
نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:
همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.
گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.
گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.
از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.
بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.
فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.
هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.
به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.
كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .
بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.
گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.
به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.
چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟
-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.
-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.
-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.
-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.
-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .
-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.
-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .
قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.
ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 123