مصاحبه با ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد(2)

خرید بک لینک

مخالفان شما روي يك ديالوگ تمركز دارند كه سبد راي قاليبافزير سبد راي احمدينژاد است تا آراي ريزشي را جمع كند و مانع از سرازيرشدن آن بهسمت اصلاحطلبها شود. در برابر نقش سرشكن راي كه به شما نسبت ميدهند، سكوتكرديد.

به هر حال اين حرفهاتحليلهاي سياسي است كه تحليلگران ارائه ميكنند. اما فكر ميكنم پايگاه اجتماعيكه به من تعلق دارد، روشن و مشخص است كه تشكيلات و ايدههايم در بخشي از جامعه كهعموما نسل سوم و دوم انقلاب هستند، ريشه دارد. حالا ممكن است بگويند من از سبدآراي احميدنژاد يا خاتمي آرايي را جمع ميكنم، اين ديگر تحليل است.

به عبارتي مدعي هستيد آرايي داريد كه نه آراي خاتمي است و نهآراي حامي احمدينژاد؟ آرايي مختص قاليباف؟

نه! به هر حال فصلمشترك و همپوشانيهايي وجود دارد. تحليلي از رويكرد جامعه به عرصه سياسي وسياستمدارن دارم. مردم از صفبنديهاي سياسي و تنش و دعواهايي كه براي سياسيون اصلاست، خسته شدهاند. مردم هر دو جناح را آزمودند و كارنامه موفقي از آنها سراغندارند. مردم دنبال يك رويكرد متفاوت و جدي هستند كه از اين نام و نشانهاي رايجعبور كند و براي ساماندادن به يك زندگي مادي و معنوي خوب براي كشور هم برنامهشفافي داشته باشد. تلاشم اين است كه با رويكردي صادقانه مسائل را با مردم در ميانبگذارم. ميخواهم آرامش و اميد را به جامعه برگردانم و توضيح دهم. آنگاه معلوم ميشودسبد آراي افراد و گروهها متفاوت از آن چيزي است كه اكنون ترسيم ميشود.

با وجود خاتمي و احمدينژاد اميدواريد اگر كانديدا شديد،پيروز ميدان هم باشيد؟ پيغام شما بودن در انتخابات است تا برد نهايي؟

هر آدم عاقلي اينطورتصميم ميگيرد كه اگر قرار است كانديدا شود براي پيروزي و برد ميآيد.

اما دوستان اصولگرا اينطور فكر نميكنند؛ افرادي مانندپورمحمدي حتي اگر هم كانديدا شوند، معتقدند انشقاق نميآورند چون براي جلوگيري ازريزش آراي مردم به سمت اصلاحطلبان ميآيند. به عبارتي راه صافكن احمدينژاد همميتوانند باشند.

(خنده) من چنين نگاهيندارم كه در يك انتخابات جمعكردن آراي ريزشي هم ميتواند هدف باشد. آراي ريزشي بهچه معناست؟ به اين معناست كه اين عزيزان بخشي از پايگاه اجتماعي خود را از دستدادند و اگر بخشي از جامعه را كه رويكرد مثبتي به جناحها ندارند، جمع كنيم معلومميشود كه آماده پذيرش رويكرد جديدي هستند.

با اين اوصاف حضور شما آرايش گروههاي سياسي به ويژه دراردوگاه راست را بسيار به هم ميريزد. احتمال دارد در نهايت بردي براي شما در پينداشته باشد و سبب شود از سوي هر دو جناح به عنوان يك «به هم زننده بازي» تعبيرشويد.

ورود من به انتخاباتدر هر دو گروه تاثيرگذار است و مطمئنم بخشي از آراي اصلاحطلبها متوجه من خواهدشد. اما من كه نميتوانم به دلخوري ديگران توجه كنم. در مورد اينكه براي برنامههايديگران چه اتفاقي ميافتد، مسئوليتي ندارم.

با هر دو جناح بايد سالهاي زيادي كار كرد و اين ذهنيت درآينده سياسي شما تاثيرات منفي دارد.

متاسفانه برخي ازجريانها و احزاب وقتي قدرت را در دست گرفتند، بخش عمدهاي از مديران را از كاربيكار ميكنند. در اصلاحطلبان ديديم، اصولگراها هم كه قدرت را در دست گرفتند،همين كار را كردند. حال آنكه من اين رفتار را نميپسندم و معتقدم تمام نيروهايي كهچارچوب نظام را قبول دارند و افراد متخصصي هستن را به كار ميگيرم حتي گرايشهايشبيه من نداشته باشند.

اگر خاتمي برنده اين انتخابات باشد و با همين نگاه از شمادعوت كند به كابينهاش برويد، حاضريد در كابينه اصلاحطلب كار كنيد.

روشن بگويم. واقعاجايي كه وظيفهام باشد خدمت كنم و دعوت بشوم، حتما ميپذيرم و برايم مهم نيست اينكابينه چه كابينهاي است، البته الان در شهرداري تهران هستم و اگر به عرصهانتخابات نيايم، ترجيح ميدهم در شهرداري تهران بمانم چراكه اين عرصه هم فضايمناسبي براي خدمت به مردم است.

به نظرتان رئيسجمهور بعدي ميآيد تا بحران كارآمدي نظام رارفع كند يا بحران مشروعيت را؟

اگر بخواهم خيليصادقانه و صريح بگويم، به دليل عدم توسعهيافتگي كشور بحران كنوني كشور، بحرانمديريت است. با اين تعبيري كه شما داريد، بايد بگويم هر دو جريان 12 سال گذشتهكشور را اداره كردند و كارنامه خوبي در اين مدت ارائه نكردند.

كشور را به هر دو بحران رساندند؟

به هر حال نتوانستندمشكلات اصلي كشور را رفع كنند. ما در ايران چه مشكلي داريم؟ تورم، اشتغال، بحرانمسكن و بحران در روابط بينالملل. واقعا بعد از 12 سال كه به كشور نگاه ميكنيم،اين بحرانها رفع شده است؟ اگر مردم ما دوباره همان حركت 12 ساله را انتخاب كنند،اين تشخيص مردم است، اما نميدانم آيا اتفاق جدي در دهه چهارم براي اينكه دهه آتيرا دهه پيشرفت كنيم، وجود دارد؟ اين سئوالي است كه هنوز پاسخ روشني برايش وجودندارد و پيچيدگي انتخاب دهم را بسيار حساس كرده است.

دولت خاتمي شعار توسعه سياسي داد، در اجرا موفق نبود؟

اينطور فكر نميكنمكه كشور به معناي واقعي به توسعه سياسي رسيده باشد.

دولت احمدينژاد هم شعار توسعه اقتصادي داد و وضعيت امروزكشور اينطور است.

به همين خاطر ميگويمدر 12 سال گذشته، كشور نتوانست به جايگاه قابل قبولي برسد.

با اين اوصاف رئيسجمهور بعدي چه شعاري بايد بدهد؟

من هم همين را ميگويم.مردم ما بايد به اين موضوع دقت كنند كه اگر بخواهم با همان روش و نگاه 12 سالگذشته ادامه بدهيم، به نظر ميرسد به نفعشان نباشد و كشور به مراحل بغرنجتريبرسد. متاسفانه هر دو رئيسجمهور نگاه يكجانبه به توسعه داشتند كه نگاه غلطي است.توسعه بايد همهجانبه باشد اما در عين حال بايد اين توجه را ميكردند كه مشكلاتجامعه هم در كجاست. امروز موضوعات اقتصادي مهمترين دغدغه مردم است و بايد اين گامرا ابتدا برداشت. اما در عرصه سياسي و به خصوص روابط بينالملل يا در عرصه سياستداخلي ايجاد آرامش و جلوگيري از تنشها بسيار مهم هست. اگر كشور در آغاز دهه چهارمو با انتخابات دهم نتواند در عرصه داخلي و عرصه بينالمللي به آرامشي دست يابد،حتما نميتواند در عرصه اقتصادي گام جدي بردارد. اين دغدغه جدي است كه در ذهن مناست و به همين دليل تاكيد دارم دولت دهم بايد اين دغدهها را برطرف كند؛ آنچهتاكنون براي مردم سخت و گران تمام شده است.

دولت هاشمي از اين انتقادهاي شما مستثني است؟

نه، علت اينكه 12 سالميگويم دو تفكر عمدهاي است كه امروز در صحنه انتخابات دهم هستند، بازماندههايهمان 12 سال هستند. انتقاد به دولت سازندگي هم به جاي خودش باقي است. شايد بعضي ازاشكالات امروز ريشه در آن دوره هم داشته باشد. دو تفكر كه 12 سال كشور را ادارهكردند، امروز ميخواهند در عرصه انتخابات حضور پيدا كنند و مردم بايد خيلي دقيقاين مدت را ارزيابي و بعد تصميمگيري كنند.

اما در اين ميان داوري مردم مهم است كه توجه شود كدام يك ازاين دو دولت كشور را به مرز بحران و آستانه تحمل نزديكتر كردند؟

من نميگويم اين دودولت فعاليتهاي مفيد نداشتند اما آيا مشكلات تورم بيكاري و تنشهاي بينالمللي وداخلي امروز ايران حل شده است؟ خب هيچكدام از اين دو دولت به اين چهار موضوع مهمپاسخ روشن ندادند. حتي قادر به دادن اين توضيح به افكار عمومي نبودند كه دليل عدمموفقيتشان چه بوده؛ اگر امروز در شهرداري تهران برج ميلاد با تاخير افتتاح ميشوداينقدر به افكار عمومي احترام ميگذارم و آنقدر خودم را در برابر آنها مسئول ميدانمكه خودم را مكلف به دادن اين توضيح كنم كه مشكل از كجاست. ممكن است مردم بپذيرند وممكن هم هست كه نپذيرند اما مهم اين است كه در برابر افكار عمومي خودمان را پاسخگوبدانيم.

دولت نهم هم اين كار را ميكند و شكستهايش را در بخش اقتصاديتوجيه ميكند البته با فرافكني.

به هر حال دولت نهمبا شعار عدالت روي كار آمد و ما امروز بايد بپرسيم آيا واقعا مشكل تورم و بيكاري وبدي معيشت و شكاف اجتمايع و طبقاتي مردم حل شد؟ اگر حل نشده بايد توضيح بدهند.دولت هفتم و هشتم با شعار توسعه سياسي آمد اما نتيجه توسعه سياسي چه شد؟ آيا احزابقدرت و شكل درستي گرفتند؟ آيا تحولي جدي در حوزه ساختار اداري و سياسي به معنايتمركززدايي پيدا كرديم؟ ما واقعا اينها را نديديدم. البته نميتوانم به طور روشنبگويم كدام يك در بحرانيكردن شرايط كشور امتياز بيشتري داشتند.هر كدام از اين دولتهاادعا ميكنند كشور را در بدترين شرايط تحويل گرفتند. اصلاحطلبان معتقدند دربدترين شرايط و تحت فشار دولت را در دست گرفتند و تا همين حد توانستند شعارهاييمانند آزادي و جامعه مدني را تحقق ببخشند.دولت اصلاحات كه نميتواندبگويد كشور را در حالتي از خفقان و فشار تحويل گرفته است. اگر اينظور بود كه از دلخفقان چطور آنها انتخاب شدند؟ به هر حال سياه و سفيد ديدن كار درستي نيست. آيااصلاحطلبان به وعدههايي كه به مردم دادند، رسيدند، آيا مردم دولت احمدينژاد راموفق ميدانند؟ آيا مردم معتقدند وعدههايي كه چهار سال پيش شنيدند، تحقق يافتهاست؟ بايد وعدههايي به مردم بدهند كه قادرند پاسخ دهند.

خب شما هم بايد شعارهايي بدهيد كه رويايي نباشد. توسعه همهجانبهتوقع مردم را بالا ميبرد.

اگر بيايم، بسيارروشن به مردم ميگويم چه مشكلاتي را در چه دوره زماني و با چه روشي رفع ميكنم.نميگويم به طور صد در صد در انتخابات آتي حضور پيدا ميكنم اما همين كه 50 درصداحتمال دادم در انتخابات حضور مييابم، برنامه تهيه كردم. اگر انتخاب شدم ديگرفرصت ندارم بگويم حالا چه كار كنم؟ مملكت نميتواند منتظر برنامهريزي ما پس ازرئيسجمهورشدن باشد.

گفتن تا اجرا فاصله دارد. اين دو دولت هم مدعي هستند قبل ازآمدن برنامه داشتند.

من نميدانم. اماكارنامه عملكردشان نشان ميدهد برنامه نداشتند كه اگر داشتند، چنين اتفاقاتي دردورههاي آنها نميافتاد. بنا نيست همه مشكلات را رفع كنيم اما مردم بايد بداننددولت آينده چه كار ميخواهد بكند. مردم بايد محكم از اين افراد سئوال كنند آيا بهوعدههايي كه داده بوديد، عمل كرديد كه ميخواهيد وعده جديدي بدهيد. اين رسالتنخبگان است. بايد صادقانه صحبت شود نه اينكه در فضاها و موجهاي سياسي همهچيز رافدا كنند.

مردم در اين 30 سال تغيير را راحت پذيرفتند. در رفتار هرسياستمدار ميتواند تغييرهاي اساسي شكل بگيبرد. حتي احمدينژاد ادعا كند نسبت بهچهار سال پيش تغيير كرده است.

نه، 30 سال از انقلابگذشته و من قاليباف در اين 30 سال در عرصه سياسي يك كارنامه دارم و مردم برايانتخاب بايد به گذشته يكايك ما نگاه كنند. حتما آينده ما نسبت به گذشتهمان تغييرعمدهاي نكرده و حداقل تغيير ماهوي چنداني پيدا نميكنيم.

با اين اوصاف تعريف سردار قاليباف از دموكراسي در 10 سال پيشبا تعريف قاليباف دكتراي جغرافياي سياسي از دموكراسي تغييري نكرده است؟

قطعا نكرده است. چوناگر تغيير ميكرد كه آن دوران من مدافع مجوز دادن به تحكيم وحدت نبودم.

سراغ يكي ديگر از انتقادها برويم. برخي گويا از سفرهاي خارجيشما دلخورند؛ چرا آقاي قاليباف هميشه دوست دارد با مقامات طراز اول هر كشور ملاقاتكند نه با شهردار و ...

خب من اول اين سئوالرا ميپرسم كه اين ديدارها براي كشور خوب است يا بد؟

ميگويند در اين كشور چه سمتي داريد كه در سفر به فرانسه بانخستوزير اين كشور ملاقات ميكنيد يا نخستوزير ژاپن و استراليا و ...

اگر حب و بغض ندارند،بگويند اين ديدارها براي كشور خوب است يا نه؟ براي سياست خارجي ايران مفيد بوده ياخير؟

شما اين سفرها را به عنوان نماينده ايران ميرويد و پيغام ميبريد؟

به هر حال مگر ممكناست با وزارت امور خارجه هماهنگ نباشم؟ وقتي سفر خارجي ميروم با وزارت امور خارجههماهنگ ميكنم و با پاس سياسي ميروم و به عنوان يكي از چهرههاي كشور اين سفر راانجام ميدهم. حالا اينكه اين مقامات ارشد به اين نتيجه ميرسد كه با من ملاقاتداشته باشند، براي كشور يك موفقيت است. اجازه بدهيد بگويم نقطه وقت من هم هست.

اين ديدارها حامل پيام ديپلماتيك نيست. به همين دليل اينگونهتعبير ميشود كه ميخواهيد قدرت شخصي خود را در ملاقات با مقامات ارشد سياست خارجياروپا اثبات كنيد.

اين بد است؟ من بهعنوان يك مسئول اين كشور به سفر ميروم و اين بايد مايه افتخار باشد كه طرف مقابلبها ميدهد و جلسه ميگذارد و ملاقاتهاي خوبي هم صورت ميگيرد. اين يك ضعف نيست.در عرصه بينالمللي اين روزها ما نيازمند اين ارتباط هستيم تا نقطه نظرات خودمانرا بگوييم و حرفمان را بزنيم و از حقمان دفاع كنيم.

اگر با نخستوزير انگليس هم ديدار داشتيد همين حرفها را ميزديد؟

چه فرقي ميكند؟چون اگر يكي از همينچهرههاي مطرح اصلاحطلب حتي آقاي خاتمي چنين ديداري داشته باشند از طرف هميناصولگراها متهم ميشوند به اينكه بيگانگان، دشمنان و از اين نوع تعابير به آنهاروي خوش نشان دادند و مورد استقبال انگليس و فرانسه قرار گرفتند.من فكر ميكنم اينپاسخ همان سئوال اول مصاحبه باشد كه چرا جريانات سياسي راست و چپ نميتوانند دركشور موفق عمل كنند. كاري را كه خودشان انجام ميدهند، ميگويند خوب است و كاري راكه رقيبشان انجام ميدهد، هميشه بد است! اين منصفانه است؟ انتقادات جدي من بههمين نگاههاست. كار خوب، خوب است و كار بد، بد. حالا اگر رقيب سياسي كار خوب راانجام داد، پس يكدفعه ذات آن كار بد ميشود.

اين باري با ايدئولوژيهاست؟

به هر حال يك بازيابزاري است.

شما به سياست خارجي اين روزهاي دولت احمدينژاد انتقاد داريد؟

فكر ميكنم خواستههايمانرا بايد با كمترين هزينه تحقق ببخشيم. در يك دورهاي از موضعمان عقبنشيني ميكرديمو نرمش بيش از اندازه داشتيم. در برههاي هم در برخي از موضوعات هزينه مضافعي ميپردازيمحال آنكه لازم نيست چنين هزينهاي داده شود.

در مورد رابطه با آمريكا يك ايدئولوژي در كشور حاكم است كهتاكنون مانع از شكلگيري اين روابط شده و هركس بخواهد اين تابو را بشكند متهم بهخيانت به آرمانها ميشود.

در كشور اين روزهاموضوع رابطه با آمريكا به نحوي بيان ميشود كه متاسفانه هميشه خواستهاند با يكديد منفع سياسي به آن نگاه كنند. نخواستند به عنوان يك موضوع به آن نگاه كنند. اولبه اين سئوال پاسخ دهيم كه رابطه با آمريكا به اين معني است كه تمام مشكلات ما حلميشود؟ يعني تمام اين مشكلات امروز ما ناشي از عدم ارتباط با آمريكاست؟ پس چراكشورهايي كه امروز با آمريكا رابطه دارند مشكلاتشان رفع نشده است. پس صرف ارتباطمشكلي از ما را حل نميكند. ما هميشه اشتباه فكر كرديم كه صرف رابطه با آمريكامشكلي از ما را حل ميكند.

حالا اگر رابطه نداشته باشيم، چه مشكلي از كشور را حل ميكند؟

آن يك مسئله ديگراست. به علاوه ما كه رابطه را قطع نكرديم.

اما رابطه هميشه دوطرفه است.

اما كسي كه رابطه راقطع كرده بايد آن را از سر بگيرند نه ما! من مخالف بحث شما نيستم. اما من ميگويمريشهاي به اين موضوع نگاه كنيم. اولا مشكل اول كشور ما و ريشه همه مشكلها رابطهنداشتنيا داشتن با آمريكا نيست. دوما چرا اين موضوع در ذهن مردم درست شده است كه تماممشكلات ما به خاطر رابطه نداشتن با آمريكاست.به هر حال اين ايدهدر توده مردم وجود دارد. گروههاي سياسي هم آن را ايجاد كردند. اما مشكلاتي كه درداخل وجود دارد و ريشه در ضعف خود ما دارد اما هميشه ميخواهيم اين مشكلات را بهدشمن خارجي ربط دهيم و اين ضعف جدي ماست كه هميشه مقصر را يك دشمن ميناميم. بهعلاوه امروز از عرصه تقابلي بايد به عرصه رقابتي بياييم. اين رويكرد در عرصه بينالملليبسياري از مشكلات را رفع ميكند.

كار ويژه شخصيت قاليباف نسل سومي معتقد به آرمانهاي اماماست. به اعتقاد مخالفان شما حالا تبديل «تقابل» با آمريكا به عرصه «رقابت» خيانتبه آرمانهاي امام نيست؟

امام فرمودند جنگ،جنگ تا دفع فتنه؛ وقتي قطعنامه را پذيرفتند مگر خيانتي شد؟

چند سئوال شهري؛ گزارش ديوان محاسبات از تبصره 13 منتشر شد وبه تمام اظهارات شما و ساير شهرداريهاي كلانشهرها مبني بر گمشدن اعتباراتميلياردي حملونقل عمومي در دولت و تخلفات مالي گسترده در اين بخش و ندادن سهم شهرتهران صحه گذاشته شد. اما جناب شهردار در اين كور چه خبر است كه چنين گزارشي منتشرميشود با اين ميزان تخلف اما فضاي سياسي كشور به ويژه قوه قضائيه و مجلس از كنارآن راحت ميگذرد.

من واقعا نميدانم.اين سئوال من هم هست. اين بحث در شوراي شهر هم مطرح ميشود و واقعا قرار شد شورايشهر اين موضوع را از مجلس و ديوان محاسبات پيگيري كند. به هر حال تكليف تبصره 13بايد مشخص شود. قبلا كه ميگفتند نه. ما همه چيز را به تهران داديم الام هم كه اينافشاگري شد و گزارشي با آن جزئيات از تمام تخلفات منتشر شد، حداقل اين مردم- پولتبصره 13 حقشان از درآمدهاي نفتي است تا حداقل در حملونقل عمومي هزينه شود- ازتمام مسئولان نظام اين سئوال را دارند.

مردم عادت كردند از كنار واژههايي مانند خيانت به بيتالمالراحت بگذرند؟

فكر نميكنم مردمعادت كردند راحت بگذرند. فكر ميكنم مجلس و دستگاههاي قضايي بايد پاسخگوي افكارعمومي باشند كه در دولت نهم چه اتفاقي افتاده و تكليف حملونقل عمومي مردم دربسياري از شهرها چه ميشود؟در مورد گزارش سازمانبازرسي از تخلفات منوريل صادقيه هم از مبالغ كلاني صحبت شده كه غيرقانوني از سويشهرداري تهران به چند پيمانكار پرداخت شده حال آنكه نه از پنج هزار صفحه مطالعهكارشناسي خبري است و از طرفي پيمانكار و شهردار سابق و ... جزء متخلفان ميلياردياين گزارش اعلام شدهاند.

شما ميدانيد گزارش سازمان بازرسي به قوه قضائيه ارجاع ميشودو قابل پيگيري در اين قوه است بدون اينكه دستگاه ذيربط بخواهد آن را ارجاع بدهد.سازمان بازرسي يك نسخه گزارش را براي شوراي شهر و يك رونوشت را هم براي مافرستادند اما يك نسخه را هم براي قوه قضاييه ارسال كردند.اما يك سال است كه اين گزارش در كشوري شوراي شهر و قوهقضائيه است.

خب اين را برويد ازآنها سئوال كنيد.

چرا شما اقدام نميكنيد؟

اگر من صحبتكنم جنبه سياسي به خود ميگيرد و ترجيح ميدهم صحبت نكنم. مراجع قضايي گزارش كاماين تخلفها را در مورد منوريل صادقيه در اختيار دارند. هم مراجع قضايي بايدرسيدگي كنند و هم شوراي شهر.

اگر اين دو خواستند از حق مردم تهران چشمپوشي كنند، شما بهعنوان شهردار اين شهر كاري نميكنيد؟

اگر اينطوري شد،آنگاه كه وظيفه من هست موضوع را دنبال كنم؛ از حق مردم تهران دفاع خواهم كرد.

يعني شما با وجود اينكه ميبينيد در هر دو مورد حق و حقوقمردم تهران ضايع شده به موضوع ورود پيدا نميكنيد چون از اينكه از طرف برخي متهمبه سياسي كاري شويد، ميترسيد؟

نه، اينطور نيست. مناز چنين مباحثي نميترسم اما نميخواهم موضوعي را كه ميشود بدون سياسيكردن رفعشود بيخود سياسي شود. من اگر الان بحث منوريل را بگويم، ميگويند قاليباف موضوع راسياسي كرده است. دخالتي نميكنم؛ سازمان بازرسي گزارش را داده و شوراي شهر هم آنرا در اختيار دارد و بايد رسيدگي كند.

تايم اوتي براي اين ماجرا نداريد تا اگر آنها به وظايفشانعمل نكردند، شما وارد صحنه شويد؟

رسانهها به عنواننماينده افكار عمومي از سازمان بازرسي و شوراي شهر سئوال كنند. به هر حال آنهامجبورند به مردم پاسخ دهند كه چرا به اين تخلفات رسيدگي نميشود.

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 144 تاريخ: 14 / 3 / 1392 ساعت: 10:13

صفحه بندی