دنیای من
مثل توپ کوچک معصومی
زیر پای تو قل می خورد
و گاه آن را بین من و دست های خود
می بری، می آوری
می بری، می آوری
جوری که من نخ یویو را نبینم
چرا همه سرنخ ها را جوری کور نمی کنی که خیالم راحت شود
این رشته های پیدا وناپیدا
گیجم کرده اند.
درک من از زندگی، درست کار نمی کند
اما همین بهانه ها کافی ست
همین که حس کنی هنوز به نخ یویو وصلی
همین که ندانی بازیگری یا تماشاچی.
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 161