من... خالی از عاطفه و خشم،خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشــــــــق آخرین همسفر مــن
مثـل تـــو منـــو رهــــــــا کــــرد
حالا دستام مونده و تنهایی مـن
ای دریغ از من که بی خود مثل توگم شدم، گم شدم تو ظلمت تــــن
ای دریغ از تو که مثل عکس عشق هنوزم داد می زنی تو آینه من.
آه،گریه مون هیچ خنده مون هیچ
باختـــــــه و برنـــــده مــون هیــــچ
تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ
ای مثـــــل من تک و تنــــها
دستامو بگیر که عمر رفـــت
همه چی تویی، آسمون هیچ
ای دریغ از من که بی خود مثل توگم شدم، گم شدم تو ظلمت تـــن
ای دریغ از تو که مثل عکس عشق هنوزم داد می زنی تو آینه من
آه،گریه مون هیچ خنده مون هیچ
باختـــــــه و برنـــــــده مون هیچ
تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ
بی تو می میــــــرم همه بود ونبود
بیا پر کن منو ای خورشید دلســرد
بی تو می میرم مثل قلــب چـــراغ،
نور(( تـــــــــو)) بودی کی منو از تو جدا کرد؟div> ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 161
تاريخ: 14 / 3 / 1392 ساعت: 10:09