
در این شبهای تنهایی که غم با من هم اغوشه
به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمیدونه
نه همدرد و هم اوایی کس با من نمی خونه
از این سر گشتگی بیزارم وبیزار
ولی راه فراری نیست از این دیوار
برای این لب تشنه دریغا قطره ابی کو برای خسته چشم من دریغا جای خوابی کو
در این سرد اب ظلمت نور راهی کو در این اندوه تنهایی سر پناهی کو
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمیدونه
نه همدرد و هم اوایی کس با من نمی خونه
از این سر گشتگی بیزارم وبیزار
ولی راه فراری نیست از این دیوار
شبا پر درد و من از قصه ها دل تنگ
کجا پيدا کنم دل سوخته ای همدرد
اسير سختی و درد و اندوهم
سراپا دردم و سنگين تر از کوهم
متن = ترانه کسی حالم نمیرسه از البوم سفر
خواننده = حبیب
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 133