×××××××××××××××××××××××

خرید بک لینک

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و

مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله

انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم

تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی?!!!

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 144 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 0:46

صفحه بندی