لحظه باراني

خرید بک لینک
از ذوق تماشاي تو يك عمر گرفتار

تا كي برسد لحظه باراني ديدار


دستم تهي از فلسفه يا سفسطه اما

با آينه در دست دَوَم بر سر بازار


يك يوسف و يك شهر زليخاي پريشان

كافي است كه نامم بشود زال خريدار


تقدير مرا بسته به يك رود هياهو

اينگونه من آزادم و آزاد گرفتار


هر چند كه پژمرده و هر چند گرفتار

باشد همه قربانيت، انگار نه انگار


تا لحظه ي ديدار تو يك خط موازي است

خورشيد غزل از دل مهتاب پديدار

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 138 تاريخ: 14 / 3 / 1392 ساعت: 10:04

صفحه بندی