قناری تنهایی که از کودکی در قفسش کرده اند همواره در شوق رهایی می خواند و مینالد و خود را به در ودیوار میزند و بالهای ظریفش را چندان به میله های زندانش می کوبد که مجروح وخون آلود میشود اما هنگامی که آزاد میشود، تنهایی در رهایی، رهایی در این دنیای پهناور، کجا بروم؟ چه کنم؟ چه سخت است توانستن در ندانستن !رهایی برای انکه آشیانی ندارد، آزادی برای آنکه نمی داند چگونه باید باشد، کشنده است! جبر و قید او را از شکنجه نمی دانم چه کنم؟ نجات می دهد.در این حال آرزو می کند که دستهای نیرومندی او رادر چنگ خویش گیرد و سرنوشتی را بر او تحمیل کند. اختیار مطلق برای کسی که نمی داند چه را اختیار کند شکنجه آور است.
(دکترشریعتی)
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 145