به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد...

خرید بک لینک

تولد انسان روشن شن کبریتی است.

و مرگش خاموشی آن!

بنگر در این فاصله چه کردی؟؟؟؟

گرما بخشیدی...؟!

یا سوزاندی...

تا حالا شده احساس کنید فقط یک قدم با مرگ فاصله دارید؟؟؟؟؟؟؟

چرا همه فکر می کنیم که مرگ یا اتفاقای بد برا دیگرانه؟؟؟؟؟؟

من این حس رو شنبه هفته ی پیش تجربه کردم.

انگار که دوباره زنده شدم.خیلی وحشتناک بود.خودمو مرده فرض کردم.

تو اتوبان قبل از مرقد امام بودیم. ساعت 2 نصفه شب بود.با خانوادم به سمت خونمون می رفتیم.

خواب بودم.حتی نمیدونستم تو اتوبانیم.با یه ضربه وحشتناک از خواب بیدار شدم.

دیدم ماشین کنترلشو از دست داده و دارم می خورم به در و بدنه ماشین.خیلی ترسیدم فقط جیغ می زدم .

به تنها چیزی که فکر می کردم این بود که...

دارم میمیرم.........

ماشین له شده بود.خدا به ما زندگی دوباره داد.

وگرنه همه باید اعلامیه منو به در و دیوار میدیدن.

تازه فهمیدم که خیلی از مرگ می ترسم.

همش فکر می کنم اگه من مرده بودم...

بیایم سعی کنیم که همیشه یادمون باشه که مرگ تو یه قدمی ماست.

"از لحظه لحظه های زندگیتون استفاده کنید"

امروز طلوع دیگری ندارد...

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 133 تاريخ: 14 / 3 / 1392 ساعت: 10:03

صفحه بندی