همه بدبختی ما از حسادت بر می خیزد .گلپایکانی احتیاج به حسادت نداشته اشت همیشه در اوج بوده است و دیگران به او حسادت می کردند او زمانی برای حسادت کردن نداشته است چون 24 ساعته مشغول به کار بوده است .
منظوراین که نوکری از سگی پست تر است حسادت از بی هنری برمی خیزد اگر بخواهیم که حسادت را که مادر بدبختی ها است از بین ببریم باید مردم را تشویق کنیم هرکدام هنری یاد بگیرند و با آن خود را بنمایانند(ووسائل این کاررافراهم کنیم) درغیراین صورت دور باطل تسلسل (یعنی حذف یکدیگر جاودانه خواهد شد و آدمیت در جهنمی که خود ساخته است الی الابد می سوزد .
باید هنر یاد بگیرد تا مورد احترام و محبت دیگران واقع شود وذوق کند و خوش طینت و خوش برخورد خوش ظاهر و خوش باطن شود . آنگاه انگیزه ای برای حسادت باقی نمی ماند و جهان می شود بهشت !
آنها که غیر از این فکر می کنند یعنی فکر می کنند دیگران هرچه ضعیف تر برای ما بهترومصداق این مثلند که (دختر همسایه هر چه چلتر –برای ما بهتر ) سخت در اشتباهند ! از قدرت نترسید از ضعیف باید ترسید چون ضعیف در کمین صدمه زدن است .وبرای نمایش خود به سگ شدن هم رضایت می دهد و از آدمیت خارج میشود وبه قول شاعر:
آدمی زاده گوهری داشت ولی خرج قباد و جم کرد آدم از بی بصری نوکری آدم کرد من ندیدم که سگی پیش سگی سرخم کرد
(لطفا درست وکامل این شعر رابرای من بفرستید)
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 187