فلسفه عشق...

خرید بک لینک
میگن هیچ نهادی در نزد خدا بالاتر از نهاد خانواده نیست .


خانواده ای که منشا و مبدا اون از ازدواج سرچشمه میگیره


دو نفر انسان ...یک مذکر و یک مونث ...یه پسر و یه دختر دو


طرف این معادله اند......


البته معادله خیلی سختی نیست شاید از هر بچه ای بپرسیم

بدونه یک عروس و یک داماد لازمه تا با هم پیوندی آسمانی


و مقدس ببندند....خانواده ای دو نفره را با عشق تشکیل


بدهند و سپس برای گرم شدن این کانون از یک تا چند بچه


دختر و پسر به جمع صمیمی آنها بپیوندند...وعلیهذا........!!!



اما راستی کسی تا حالا فکر کرده چرا دیگه نه پسرا و نه دخترا


هیچ رغبت و میلی برای تشکیل خانواده از خود نشان نمیدهند؟


سن ازدواج بمرز 30 سالگی رسیده چرا؟؟؟؟؟



تورم و گرانی ؟ نبود شغل و کار مناسب برای جوانان ؟؟



سختگیری خانواده ها ؟؟؟



درکنار تمامی اینها باید چیزی که به نظرم رسیده رو براتون بگم



و اونم اینه که متاسفانه دختر و پسرای امروزی بی قید و بی


خیال فلسفه عشق شدن....!!!



شاید بپرسین یعنی چی فلسفه عشق؟یه وقتی دختری و


پسری که از هم خوششون میومد و بهم علاقه داشتن برای


رسیدن بهم هر کاری میکردن...تا بالاخره پدر و مادرها متقاعد


میشدن این دو جوان همدیگرو میبخوان



پس بخوبی و خوشی وصلت اتفاق می افتاد...اما حالا چی؟؟؟


یه نگاهی به دور و برتون بکنید...روزنامه ها رو بخونبد



تا بدونید دیگه هیچ تعهدی بین دو نفر پسر و دختر وجود


نداره...براحتی عاشق میشن و براحتی اونو کنار میذارن و میرن



با یکی دیگه... و همین طور بگیر و برو....!


متاسفانه هر پسر و یا دختر به تعداد دانه های یک تسبیح



دوست پسر و یا دوست دختر دارن...این نشد اون یکی...اونم


نشد اون یکی دیگه...دلها دیگه دل نیستن...هتل 5 ستاره



شدن...صبح عاشق میشن...ظهر دعوا میکنن ...بعد از ظهر جدا


میشن...هنوز هوا گرگ و میش غروبه یه عشق تازه در



قلبشون اتفاق افتاده....!!!!



تا روزی که فلسفه عشق به جایگاه اصلی خودش برنگرده این



روند منفی و غلط روز بروز جامعه ما رو بسوی انحطاط و



نابودی میبره...!



بیاین اندکی عاقلانه تر عاشق بشیم...عاشق بمونیم...


و عاشق بمیریم!!!





گه ره دیر و گهی راه حرم می پویم مقصدم دیر و حرم نیست تورا می جویم




4tm1tcn576jdv9vgaike.jpg

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 161 تاريخ: 7 / 1 / 1392 ساعت: 4:59

صفحه بندی