نخستین بار که روی یک استیج رفتم و مورد تشویق قرار گرفتم ، چهار پنج ساله بودم
کودکی بودم بس سفیه * ،که برای مورد تشویق قرار گرفتن به هر خفتی تن میدادم
(مثلا خفتی همچون ، روی میز نهار خوری دوازده نفره رقصیدن(همان استیج فوق الذکر) در مقابل دیدگان سی چهل تن از اقوام ، .آن هم با آهنگِ "یک حلقه ی طلایی....اسمت را رویش نوشتم" اقوام هم به صورت غیر رسمی و خودجوش اجتماعات دو - سه نفره تشکیل داده ، دست میزدند و از خودشان صداهای گوناگونی خارج میکردند
.خودم به یاد نداشتم ،ولی وقتی فیلمش را دیدم،صحنه های اسلام به خطر انداز هم زیاد داشت. مثلا یکی ازمیان جمعیت بانگ بر آورد که " خــــــــاله...اون حرکتی که بهت یاد دادم و برو" و اینجانب متعاقبا پشتم را به حضار*کرده،پایین تنه ام را به صورت متناوب به طرفین حرکت میدادم
.
دومین باری که روی یک استیج رفتم و مورد تشویق قرار گرفتم ،هشت ساله بودم.
دوم دبستان!
نفر دوم مسابقات احکام (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) دبستان منظومه
برای آن سن و سال به نظرم موفقیت خوبی بود.
چرا که من از کلاس پنجمی های مدرسه مان امتیازم بیشتر شده بود و به مسابقات منطقه ای رسیده بودم.آنجا هم کسی همسن خودم نبود و غیر از کلاس پنجمی ها،فقط یک کلاس سومی بود و من.بقیه پنجمی بودند
.و من توی ان جمع شصت هفتاد نفره دوم شدم.به همین خاطر کلی مورد تشویق قرار گرفتم.
و روزی که قرار بود بروم روی استیج مدرسه مان ، کمی سرما خورده بودمو حالم دست خودم نبود.تعداد زیادی از والدین و اصحاب اداره و همه ی اولیای مدرسه بودند.
پدر مادر خودم هم بودند.
بعد اسمم را که صدا زدند پا شدم بروم آن رو .
مامان بهم یاد داده بود که چجوری پشت میکروفن تشکر کنم.
به چند تا بچه قبل از من جایزه داده بودند و حالا نوبت من بود.
گفتم که... سرما خورده بودم.فقط میخواستم زودتر جایزه ام را بگیرم و بازش کنم ببینم که چیست.
خلاصه رفتم آن رو،
خدا ی من شاهد است ،
هنوز هم نمیدانم یه دفعه چی شد،بهم وحی شد،دچار جنون آنی شدم،یا هرچی،
یه هو جلوی حضار تعظیم کردم.
سالن ترکید.
.مامان بابای خودم که انگار عروسی عمه شان بود،از همه شدید تر میخندیدند.
خصوصا بابام
.منم فکر کردم لابد کار بدی کرده ام.قید تشکر پشت میکروفن را زدم.لوح تقدیر و جایزه ام را گرفتم و رفتم پایین.
به جایزه ام نگاه هم نینداختم.
.
سومین باری که روی استیج رفتم و مورد تشویق قرار گرفتم دوازده- سیزده ساله بودم . . . سوم راهنمایی.
کنسرت میان آموزشگاهی*.
خاطره ی بد استیج هشت سالگی روی ناخودآگاهم تاثیر گذاشته بود و حتی اگر یک وزنه ی 300 کیلویی هم روی کمرم میگذاشتند حاضر به تعظیم نبودم.به استادم هم گفته بودم و با هم قرار گذاشته بودیم که من تعظیم نمیکنم در عوض پشت میکرفون به عنوان نماینده ی نوازنده ها صوبت میکنم.
خلاصه کلید آخر پیانو*را فشار دادم و قطعه به خوبی و خوشی نواخته شد.
فیلمش هست.همه بروبچ تعظیم کردند ولی من مثل مجسمه فقط ایستاده بودم و دست میزدم.استاد میکروفن را داد دستم.
میکروفن را کمی آن طرف تر گرفتم و ... نفس عمیقی کشیدم و تشکر کردم.گفتم که اگر بین ما نوازنده ها هماهنگی دیده میشود به خاطر زحمات استادمان آقای قاف است.
حالا این حرف ها حرفای خودم نبود ها.مامان بهم گفته بود که چی بگم.
نه که دایره ی لغاتم محدود باشد،نه!ولی اگه به من بود میگفتم :مرسی.گرچه سروصدا و عرو تیزتون*اجزه نداد عین آدم کارمونو بکنیم،ولی از اونجایی که ما خودمون عالی هستیم کار عالی اجرا شد.به این مرتیکه "ق" هم هیچ ربطی نئره.این فقط صاف صاف راه میرفت اکسیژن سالن رو هدر میداد. زَد زیااااد !!!
.
چهارمین بار هنوز اتفاق نیفتاده.معلوم هم نیست در چ سنی اتفاق بیفتد.یا اصلا بشود یا نه.ولی من الان یک مسئله ای دارم.ینی هر وقت که بهش فکر میکنم تنم میلرزد.
:
تصور کنید اسمتان را صدا میزنند.شما هم پا میشوید میروید آن بالا.حالا انتظارش را نداشته اید و پاهایتان دارد میلرزد.اگر زمین نخورید و توی راه غش نکنید،زیر یک دیقه میرسید اون بالا.
نکته ی اول
: آیا لزوما باید با مجری هم چاق سلامتی کنید؟آیا اول شما باید سلام کنید یا باید صبر کنید اون سلام کند؟آیا باید مثل آدم های بیشعور بی حرف از کنار مجری رد شوید؟نکته ی دوم
:آیا وقتی به اون آدم هایی که به صف ایستاده اند تا جایزه ت را بدهند میرسی،باید صبر کنی انها اول تبریک بگویند؟یا تو همینجوری رد شوی بگویی :مرسی...ممنون...متشکرم...غلامم...فدای تو....قربون تو....تی فدا.....تی قربان بشم و اینها؟نکته ی سوم
:این نکته هم میتواند قبل از نکته ی دوم باشد و هم بعدش.آیا لزوما باید جلوی حضار تعظیم کنی؟آیا ممکن است هنگام تعظیم کردن پوزیشن ناجور و غیر اخلاقی ای پیدا کنی؟آیا اگر تو تعظیم کردی،و حضار از جای خود بلند شدند ،تو باید همینجوری خم شده بایستی تا وقتی که حضار بشینند؟آیا اگر تو تعظیم کردی و حضار ننشستند و بی خیال ماجرا نشدند و همه با هم تعظیم کردند،تو باید سجده کنی؟آیا اگر حضار ردیف اول باهات کل انداختتند و آنها هم سجده کردند چی؟ها؟نه تو چشای من نگاه کن! اون وخت میخوای چه کنی؟ها؟u3000
کلمه ها و ترکیب های تازه:
سفیه: نادان - کم عقل - جاهل -پپه - گاگول -مخ شاس - شاسکول !
منظورم از کلید آخر پیانو،آخرین نتی است که باید میزدم.
عرو تیز :صدایی که موجودات زنده، از قسمت های مختلف بدنشان خارج میکنند
حضار :حاضرین در جمع - سیاهی لشکر -پرکنندگان صندلی -کسانی در موقعیت های خاص دست میزنند و عووووووه عووووووه میکنند- کسانی که وقتی آقا!!! حرف میزند گریه میکنند - کسانی که گرامی و محترم هستند-مدعوین - کسانی که عروتیزشان اجازه نمیدهد آدم کارش را درست انجام دهد- کسانی که آدم باید جلوشان تعظیم کند -
کنسرت میان آموزشگاهی :کنسرتی که مدیر های آموزشگاه های موسیقیه مختلف برگزار میکنند تا هنر جویانشان را به رخ همدیگر بکشند- کنسرتی که نوازندگان آن به جای نواختن،می رینند-کنسرت غیررسمی که جنبه ی فرمالیته دارد
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 187