روزهای که برما گذشت

خرید بک لینک
سلام دوستای خوفم دلم واستون تنگ شده بود ما این روزها حسابی درگیر بودیم اول یه اتفاق واسه داداش کوچولوم افتاده بود که با یه پیرمرده تصادف کرده بود که حسابی دماری از اعصاب و روان هممون در اومد از بس استرس کشیدیم یه لحظه میگفتند دور از جون فوت شده یه دفعه میگفتن بد حاله فکر کنم امتحان سختی بود دعا کنید دوستای من اوضاع به روال قبل برگرده و داداش عزیزم که بسیار بچه خوبیه و مثبت دچار مشکل نشه و بعد هم یه عروسی داشتیم که حال نداشتیم بریم اما به احترام فامیلامون رفتیم و خوب بود خدا رو شکر .من کلا بیشتر 2ساعت تو عروسیها دووم نمیارم و زودی فلنگ رو میبندم حتی عروسی نزدیکامون .امروز بالاخره یکی از آشناها رو گفتم اومد کمکم کرد سه تا فرش شست و سرویس بهداشتیها و حیاط خلوت البته اتاق بچه ها خودم البته پا به پاش کار کردم 207821_386120_viannen_81.gifحالا حسابی خسته ام آخیش یه عالمه آت آشغال ریختم دور تصمیم گرفتم تمام اسباب بازی به جز یه تعداد محدود بزارم توی کمد دیواری بالایی تا از ریخت و پاش ها راحت شم که اینکار هم کردم خلاصه خانمه بسیار زحمت کشید اما دماری از پدر من و شوهر برای آویزوون کردن فرشها از دیوار در آمد که نگو و نپرس عمرا دیگه از اینکارا بکنم یا فرش رو میندازم دور یا میدم قالیشویی امروز همسر ماموریت بود واسه من دوتا شاخه گل رز خوشمل اورده بود میدونه من عاشق گل طبیعی هستم دستت درد نکنه همسر جون510520_phil_45.gif اگر چه تنبلی و هرگز وب من رو نمیخونی وای پیکاسو رو مخم هست میگه یه شاخه گل مال اون بود بیا ننه جون دوتاش مال خودت راسته دختر هووی مادره ضمنا من سه تا هوو دارم ایشالله سال مار سال سلامتی برا همه باشه از همه اونهایی که روز پرستار رو بهم تبریک گفتند ممنونم خصوصا پیکاسو که برام کارت درست کرده بود 883919_sweeetdreams.gifاگر چه لیاقت ندارم در این شغل خدمتت کنم خصوصا دوستای وب و شوهر خواهرهای گرامی به جز اون کچله که برام نفرستاد بنجنس.

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 159 تاريخ: 7 / 1 / 1392 ساعت: 4:54

صفحه بندی