مهمان می آید و...

خرید بک لینک
دیشب دوستم زنگ زد گفت میخواد بیاد خیلی ذوقیدم 4ساله ندیدمش دوستم همکارم بوده قبلا با هم بیمارستان بودیم و ازدواج و بچه دار شدنش بین ما جدایی انداخت الان کلی خوشحالم و میخوام همه چی آماده کنم تا وقتی دوستم اومد بتونیم با هم خوش باشیم .من اصولا دوست صمیمی زیاد ندارم اما با همه دوست هستم .

دیشب به خانواده خود وشوهرم سر زدیم و بعد پیش خواهر بزرگه رفتیم اصولا این روزها بچه ها حسابی اذیت میکنن و حرص ما رو در میارن 770620_dash2.gifالبته نتیجه معلومه داد و دعوا و بعضی وقتها هم نوازش 284519_snap.gif

امروز پسر خواهر کوچیکه مریض شد رفتیم سر بزنیم نبودند رفته بودند دکتر و یه سه تا آمپول نوش جان بچه بیچاره کرده بودند440419_nursesmileyf.gif

غروب زنگ زدم خونشون جواب ندادند الان شوهر از مسجد اومدند پرسیدم گفت :اومده بوده مسجد پسر خواهر و چنان جفتک مینداخته خدا روشکر حالش خوب بود ماهم خوشحال به ادامه خونه تکونی پرداختیم البته چشمم آب نمیخوره با این دختر های شلخته بنده خونه ما تمیز بشه چه میشه کرد دیگه 894520_unknown.gif

♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 149 تاريخ: 7 / 1 / 1392 ساعت: 4:54

صفحه بندی