چه دنیای بی وفایی هست....امروز 7 پدر بزرگمه
طوری از دنیا رفته که انگار اصلا تو این دنیا نبوده.
اونایی که منو می شناسن شاید تو وبلاگ مامانم یا زنعموم خونده باشن که پدر بزرگم چطوری رفته ......
دلم نمی خواست از آقا جدا بشم....مامان زنعمو منو جدا کرد....بابام آروم کرد و همسرم تسلی داد....پسرم بهم می خندید تا گریه نکنم...حتی از همسری قول گرفتم هربار اومدم تهران حتما برم سرم مزار آقا....ولی دلم آروم نمی شه
♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 157