آنقدر تلخ که بتواند
دوای این طبع کاهل باشد،
و خون حیات را در رگهای من بهحرکت آورد،
بدینگونه شفا آورد و در این خمود و سستی جانکاه مرا دستگیر شود!
افسوس! نَفَس نغمه بهندرت بر ما میوزد
چون بادی است که میوزد، به ارادهی خود،
نه به ارادهی ما و دیری نمیپاید،
ما آوای او را میشنویم، لیکن هیچکس نمیداند
که اینچنین ناگهانی و تند و نیرومند از کجا میآید،
یا در سیْر خودسرانهی خویش به کجا میرود.
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 154