مصاحبه مجله ی زندگی ایرانی با پريناز ايزديار: عاشق زندگی در شيرازم!

خرید بک لینک


با پريناز ايزديار كه اين روزها با سريال زمانه به خانه هاي شما آمده او حالا با درخشش در سريال «زمانه» حسن فتحي نشان داده كه حرف هاي زيادي براي گفتن دارد و نام خود را در حد يك ستاره تلويزيوني سر زبان ها انداخته است.
پريناز ايزديار را مي گويم، همان بازيگري كه با بازي در نقش روح «پنج كيلومتر تا بهشت» به شهرت زيادي دست پيدا كرد و توانست در آن سال عنوان يكي از پديده هاي جعبه جادويي را به خود اختصاص دهد. به بهانه حضور در سريال جديد حسن فتحي به سراغ او رفتيم و دقايقي با وي همكلام شديم، مصاحبه اي كه از هر دري سخني در آن مطرح شده است و خواندن آن خالي از لطف نيست.

سريال هاي ماهواره اي از فرهنگ ما فاصله زيادي دارد

فكر مي كنيد چرا در اين چند سال اخير سريال هاي تلويزيوني كمتر مورد استقبال قرار مي گيرد و در مقابل بدترين سريال هاي ماهواره اي مورد توجه واقع مي شود؟

باور كنيد اين موضوع براي خودم هم جاي سوال دارد. نمي دانم چرا بدترين سريال هاي ماهواره اي هم براي مردم جذابيت دارد و مردم را به خود جذب مي كند!

دليلش اين نيست كه ما در سريال هايمان به يك سري مسئله كليشه اي مي پردازيم و در مقابل آنها به سمت خطوط قرمز مي روند كه شايد ما جرات پرداختن به آن را نداريم؟

هر كشوري طبق آداب و رسوم، سنت و دين خودش كار مي كند. سريال هاي ماهواره اي متناسب با فرهنگ كشورهاي سازنده ساخته مي شود و از فرهنگ ما فاصله زيادي دارد.

به نظرتان اگر سريال هاي تلويزيون هم به خط قرمزها نزديك شوند، باعث آشتي مردم با تلويزيون نمي شود؟

من در جايگاهي نيستم كه بخواهم در اين موضوع نظر صريحي بيان كنم اما به شخصه به عنوان يك بازيگر تا آنجايي كه مي توانم تلاش دارم تا از كارهايمان دفاع كنم. خيلي اوقات با عزيزاني كه تلويزيون نگاه نمي كنند صحبت و خواهش مي كنم كه وقت بگذارند و كارهاي ما را ببينند، شايد نظرشان تغيير كرد. فكر مي كنم اين روزها جو نادرستي به وجود آمده است و آدم ها به يكديگر خط هاي نادرست مي دهند و نسبت به تلويزيون به اشتباه جبهه مي گيرند. ما تمام تلاشمان را در كارمان انجام مي دهيم تا بتوانيم نظر مخاطبين را جلب كنيم.


ماجراي آن دزد...

راه آشتي مردم با تلويزيون چيست؟
بايد به اين موضوع فكر كنيم كه اگر ما (مردم ايران) از سينما و تلويزيون خودمان حمايت نكنيم، از هيچ كس ديگري نبايد توقع داشته باشيم تا وضع ما را سروسامان دهد.

بعد از درخشش در «پنج كيلومتر تا بهشت» اين پتانسيل در شما ديده مي شد كه اتفاقات خوبي در سينما برايتان بيفتد، چرا هنوز در سينما كار نكرده ايد؟

من در اين مدت پيشنهادهايي در سينما داشتم اما نگاهم اينطور نيست كه بگويم سينما را به تلويزيون ترجيح مي دهم و به سه فاكتور نقش، قصه و كارگردان توجه دارم و هر جا كه اين سه فاكتور وجود داشته باشد كار خواهم كرد. در سينما هم اگر قطعاً كار خوبي پيشنهاد شود مي پذيرم.

چندي پيش خبر سرقت كيف شما رشانه اي شد، اصل قضيه چه بود؟

روبروي باشگاه فرمانيه در ماشين نشسته بودم و شيشه سمت شاگرد هم پايين بود كه يك موتور سوار آمد و كيف را از داخل ماشين قاپيد. سعي كردم تا مانع او شوم اما متاسفانه موفق به اين كار نشدم و او فرار كرد.

مگر نمي گوييد هيجان را دوست داريد، چرا تعقيبش نكرديد؟

آن لحظه آنقدر شوك شده بودم كه فقط گريه مي كردم (خنده). اگر مي خواستم تعقيبش كنم هم نمي توانستم چون او وارد يك خيابان يك طرفه شد. البته سه ـ چهار روز پيش دزد كيف دستگير شد.

او را ديديد؟

بله، يك پسر ۱۹ـ۱۸ ساله و معتاد هم بود. يك مقدار با او صحبت كردم و نهايتاً رضايت دادم و به او گفتم اگر بعد از اين دزدي كني، اين بار من هم شريك جرم تو هستم چون رضايت دادم!

او مي دانست شما بازيگر هستيد؟

بله، من را به طور كامل مي شناخت و «پنج كيلومتر تا بهشت» را ديده بود.

چرا از او شكايت نكرديد و رضايت داديد؟

نمي توانستم شكايت كنم، لحظه اي كه كيف من را دزديد، آنقدر ناراحت و عصباني بودم كه با خودم گفتم اميدوارم با موتورش تصادف كند و بميرد اما وقتي او را ديدم از حرفم پشيمان شدم چون او به قدري گرفتار و درمانده بود كه شايد اگر من هم جاي او بودم دست به دزدي مي زدم.


به ازدواج فكر نمي كنم

با آلودگي هوا چه مي كنيد؟
به سختي با اين موضوع كنار مي آيم، روزهايي كه در لوكيشن هاي خارجي كار داريم، آلودگي هوا واقعاً آزاردهنده است.

اگر موقعيتش پيش بيايد حاضر هستيد شهر ديگري را براي زندگي انتخاب كنيد؟
بدون شك. شهري كه دوست دارم در آن زندگي كنم شيراز است.

چرا شيراز؟
يك بار براي حضور در يك برنامه تلويزيوني به شيراز رفتم. فكر مي كنم ۷۲ ساعت بيشتر در اين شهر نبودم اما در همان مدت كوتاه اينقدر اين شهر به نظرم زيبا و آرام آمد كه اگر قرار باشد به جز تهران شهر ديگري را براي زندگي انتخاب كنم، به سراغ شيراز خواهم رفت. البته من اصالتاً اهل شمال هستم و بدون شك بعد از تهران، اولويت اصلي ام براي زندگي شمال كشور است و بعد از آن شيراز را دوست دارم.

به فكر ازدواج نيستيد؟
نه، فعلاً به اين موضوع فكر نمي كنم.

چرا؟
ببينيد ازدواج يك مسئوليت بزرگ است كه براي قبول آن بايد آمادگي كامل داشت و نبايد عجولانه تصميم گرفت.

آمادگي يعني چه؟
فكر مي كنم انسان بايد به مرزي از پختگي و تجربه در زندگي برسد تا وقتي كنار يك شخص ديگر تصميم به تشكيل زندگي مشترك مي گيرد، زندگي رو به رشد و تعالي داشته باشند.

اين پختگي كه مي گوييد قرار است در سن خاصي حاصل شود؟
نمي توان به طور قطع گفت كه ازدواج سن مشخصي دارد. البته مي توان محدوده تقريبي براي اين موضوع عنوان كرد، فكر مي كنم براي خانم ها از ۲۵ تا ۳۰ سال براي ازدواج مناسب است.

ارغوان غير قابل پيش بيني است

اصولاً تقدير و سرنوشت اتفاقاتي را از قبل براي زندگي قرار داده، كه غيرقابل پيش بيني است. داستان ما هم دقيقاً حول همين موضوع است و اينطور نيست كه اتفاقاتش قابل پيش بيني باشد. شك نكنيد كه در طول ۴۵ قسمت، در هر قسمت سورپرايز ويژه اي براي مخاطب ايجاد مي شود، درست مثل داستان سرنوشت انسان ها! ارغوان نه مثبت است و نه منفي و خودش را به دست سرنوشت مي سپارد. روزگار است كه اتفاقات را براي آدم هاي قصه ما رقم مي زند. ارغوان مثل همه آدم ها غيرقابل پيش بيني است. به هر حال آدم ها در موقعيت هاي مختلف كارهاي غيرقابل پيش بيني مي كنند. اتفاقاتي در زندگي ارغوان مي افتد كه اصلاً فكرش را هم نمي كرده و به همين دليل شايد دست به كارهايي بزند كه هيچ كس انتظارش را ندارد.

منبع: زندگي ايراني/ مصطفي امامي

گردآوری: افکار نیوز


♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥...

ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: هستی بازدید: 148 تاريخ: 24 / 12 / 1391 ساعت: 1:36

صفحه بندی