مادر موسی، چو موسی را به نیل | در فکند، از گفتهی رب جلیل | |
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه | گفت کای فرزند خرد بیگناه | |
گر فراموشت کند لطف خدای | چون رهی زین کشتی بی ناخدای | |
گر نیارد ایزد پاکت بیاد | آب خاکت را دهد ناگه بباد | |
وحی آمد کاین چه فکر باطل است | رهرو ما اینک اندر منزل است |
ما را در سایت ♥♥♥ دختر و پسر ♥♥♥ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: هستی
بازدید: 380